تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٣ - بر انگيختن سؤال و پاشيدن سؤالات وظيفهء عقل نظرى است
٥ - در اين راه چگونگى تماس انسانى با جهانى كه در مقابل ( من ) گسترده است ، فوق العاده مختلف است . از جهل خالص و جهل مركب گرفته تا ضعيفترين احتمال ، تا درجهء ترديد و سپس از درجهء ترديد گرفته در امتداد ظن و گمان تا درجهء علم و يقين شايد ميليونها مراتب تماس وجود داشته باشد .
دقت و ظرافت اين مراتب به حديست كه درجه بندى معمولى كه حالات تماس ( من ) را با موضوعات جهان هستى نشان بدهد قابل ارائه نمى باشد . احتمال اين كه ما در همهء مراتب تماس با جهان در حالت يقين بوده باشيم بر كنار شدن از ( من ) جهانى است كه براى انسان مطرح است .
خود اين ترديد به تنهايى موجب سؤال مى باشد ، به اضافهء اين كه همهء مراتب احتمال و گمان نيز مى تواند انگيزهء سؤال و چون و چرا بوده باشد ، حتى در علم و يقينهاى معمولى نيز مادامى كه موضوع يقين پشت پردهء موضوعات و روابط جهان طبيعت نبوده باشد كه از مكاشفه و شهود به دست مى آيد ، مسئلهء سؤال و چون و چرا كاملًا منطقى خواهد بود .
با اين مقدمه آن نيروى بس عظيم كه در نهاد انسانى به نام عقل نظرى شناخته شده است در هر نقطه اى از نقاط تماس با جهان برونى و درونى كه قرار مى گيريم تحريكى به درك گسترش و عمق جهان بينى مى كند ، گويى عقل نظرى مى گويد : با نيروى بىنهايت درك كه در درون دارى به سراغ دريافت جهانى مى روى كه آن هم حد و مرز و كرانه اى ندارد . اگر پرده اى بر كنار شود بايستى در صدد بر كنار كردن پرده ديگر باشى .
اين خاصيت عقل نظرى يكى از بزرگترين نعمتهاى خدا دادى است كه بشر در اختيار دارد .
اين نعمت را مى توان چنين توصيف كرد : عقل نظرى گسترش دهندهء جهان بىكران و غير محدود است در مقابل ( من ) انسانى كه به هيچ وجه نهايتى براى درك و دريافتش وجود ندارد .