تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٤ - اگر مى خواهيد در تاريكى وحشتناك سقوط نكنيد هيچ دلى را نيازاريد
درخشنده كه دست و پاى او و امثالش را بسته است .
اينان مانند سايرين مى خندند ، احساس نشاط مى كنند ، قيافهء سطحى آنان را رضايت كودكانه اى احاطه كرده است .
اين همه خنده و نشاط و رضايت به يك شرط كافى و مفيد خواهد بود و آن اين است كه اين اشخاص هرگز خود را بررسى نكنند و مصلحين واقعى قافلهء انسانيت جامعهء انسانى را مركب از افراد انسانهاى ساخته شده ندانند .
آيا فكر نمى كنيد كه عدم موفقيت پيش تازان كاروان انسانيت در به وجود آوردن ايده آلهاى اجتماعى اين مطلب نيست كه آنها نمى دانند ايده آل چيست ؟ و چگونه مى توان آن را در اجتماعات پياده كرد ، بلكه عدم موفقيت مزبور در اين است كه اين مسئله هنوز به طور لازم و كافى حل نشده است كه ما چه مقدار مى توانيم در ساختن افراد در قلمرو اجتماع براى زندگانى اجتماعى دخالت بورزيم ؟ يعنى چه اندازه بايد از موجوديت فرد در راه اجتماع منها كنيم كه اگر از اين منها شدن دل آزرده هم بوده باشد ، منطق واقعى آن دل آزردگى را محكوم بسازد و اثبات كند كه آن فرد كه به اين منها شدن تن در نمى دهد خود را بيشتر از واقعيت لزوم هماهنگى با زندگى اجتماعى مطرح كرده است كه از اين منها كردن آزرده مى گردد .
اميدواريم آن چنان كه حقيقت اين مسئله اقتضا مى كند مورد اهميت متفكرين انسانى تلقى شود .
مى توان با اطمينان ادعا كرد كه تا مسئلهء مزبور حل و فصل نشود مبارزهء مردم مخصوصاً جوانان با اصول و قوانين انسانى كه در بيتل بازىها و هيپىگرىها نمايان شده است ، از بين نخواهد رفت و اگر هم روزى نيروهاى اجتماعى بتواند به اين بىقيدىها و گسستگىها از اصول در ظاهر خاتمه بدهد ، مبارزهء فوق بدرون انسانها منتقل شده به جاى دراز كردن موها و پوشيدن لباسهاى خنده آور و حركات طبيعى محض ، دلهاى آنان همين كارها را از نظر اعتقاد و خيالات و خواسته ها ادامه خواهد داد .
تا موقعى كه قوانين و مقررات و حركات و شئون شخصيتهاى پيش تاز كه تكيه