تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥١ - حكومت و فعاليتهاى مخفيانهء نفس
كردهاند تا تحقق عمل خارجى فاصله اى دارند كه اگر بر فرض بسيار بعيد نفس در دوره فعاليت خالص در بارهء آن مفاهيم و قضايا هم ساكت بنشيند و فقط به تماشاگرى قناعت بورزد ، از موقعى كه آن فعاليت شروع به حركت به سوى عمل خواهد كرد ، فاصله ميان تعقل و عمل خارجى ميدان فوق العاده وسيعى براى دخالت و كارشكنىهاى نفس مى باشد .
براى اثبات اين حقيقت كه اگر هم محصول عقل و وجدان بتواند از مرحلهء اول بىطرفانه و بدون دخالت و كارشكنى نفس عبور كند ، در مراحل بعدى با دشوارىهاى دخالت نفس روبه رو خواهد گشت ، مى توانيم دو مطلب مهم را در نظر بگيريم :
مطلب اول - سطح روانى ما پس از فراغت از فعاليتهاى عقلانى و وجدانى در بارهء يك موضوع يا يك قضيه هرگز خالى نخواهد ماند ، باز حركات جزيى و كلى خيالات و تصميمها و تجسيمها و لذايذ و آلام سطح روانى ما را اشغال خواهد كرد .
اين حركات جزيى و كلى در رنگ آميزى كردن همان فعاليتها اگر چه فعلًا از سطح روانى عبور كرده ، ولى در درون ناخود آگاه آمادهء عمل يا رهسپار شدن به سوى عمل مى باشند ، نقش مؤثرى خواهند داشت . اگر حركات مزبوره كه پس از عبور فعاليتهاى عقلانى و وجدانى سطح روان ما را اشغال كردهاند با نفس پرستى رنگ آميزى شده باشند ، همين حركات دنبال آن فعاليتها را گرفته و آنها را رنگ آميزى خواهند كرد .
مطلب دوم - درست است كه عقل و وجدان قضايايى را تصفيه كرده و آنها را احراز شده تلقى كردهاند ، اما اين قضايا در سپرى كردن فاصلهء موجود تا عمل خارجى را طفره نخواهد زد ، بلكه گويى : تمام ( من ) انسانى در سپرى كردن هر يك از نقاط فاصلهء مزبور مانند آب كه در تمام اجزاء تنه و شاخه و شكوفه و برگ درخت نفوذ كرده است ، در همهء فعاليتها و محصولات عقل و وجدان و اراده و تجسيم نفوذ نموده است .
مى توانيم بگوييم : با هر لحظه از تجدد كه در ( من انسانى ) به وجود مى آيد فعاليتهاى كارگردانان آن ( من ) نيز نو نو مى گردد ، اگر اين ( من ) نتوانسته باشد نفس را