تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٠ - حكومت و فعاليتهاى مخفيانهء نفس
ساده و سطحى بود ، ولى واقعيت چنين نيست ، زيرا ، ما در آن هنگام كه به يك فعاليت عقلانى مشغول شدهايم . درست است كه سطح روانى ما در آن حالت جز فعاليت عقلانى چيزى نشان نمى دهد ، ولى چنان كه اشاره كرديم آن چه كه سطح روان ما را اشغال مى كند فعاليت هدف گيرى و انتخاب وسيله اى است كه عقل در روى قضاياى تجريد شده انجام مى دهد ، اين قضاياى تجريد شده چنان كه نه طعمى دارد و نه بويى ، نه رنگى دارد و نه صدايى ، همچنين نه خوبى دارد و نه بدى ، نه زشتى دارد و نه زيبايى - دقت بفرماييد :
١ - مفهوم تجريدى خدمت چيست ؟ مفهوم تجريدى خدمت : شخصى خود را در اختيار ديگرى قرار مى دهد ، يا شخصى فرد ديگرى را به اجبار در اختيار خود مى گيرد ، به طمع پاداش در امور محدود ، در امور نامحدود ، تنها با افراد ديگر ، با نيت پاك ، يا با نيت آلوده ، نتيجه بخش ، يا بىنتيجه . . . ٢ - مفهوم تجريدى اجتماع - هم آهنگ يا ناهمآهنگ ، داراى ايده آل يا بدون ايده آل و غوطه ور در تنازع در بقاء ، قابل اصلاح يا غير قابل اصلاح . . . ٣ - مفهوم تجريدى « لازم است » - لزومى كه نفس آن را اثبات كرده است يا عقل يا وجدان ، لزوم موقت و مربوط به شرايط مخصوص يا لزوم دايمى و بدون اشتراط به شرايط مخصوص ، لزوم در حد نهايى ، يا لزوم به طور اجمال ، با نيت الهى يا بدون نيت الهى . . . فرض كنيم همهء اين مفاهيم در عالىترين وضع تجريدى به وسيلهء تعقل سطح روان ما را به خود مشغول بدارد .
آيا اين بازى با اين مفاهيم مى تواند حقى را احقاق و باطلى را از بين ببرد ؟ آيا اين مفاهيم تجريدى ستمى را از بين مى برد ؟ براى مردم بهداشت و نان و مسكن مى سازد ؟ چون مفاهيم و قضاياى فوق در حدود تعقل تجريدى در صفحه روانى ما بروز