تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
« آناپولونا وحشت زده پىير را نگه داشته گفت :
- راستى با موريوى كشيش آشنا هستيد ؟ او آدم بسيار جالبى است . . . - آرى راجع به نقشهء صلح جاويدان او مطالبى شنيدهام ، اين نقشه بسيار جالب ، اما احتمال اجراى آن بسيار اندك است . » [١] آناپاولونا از كشيش ايتاليايى پرسيد كه چگونه آب و هواى پطرز بورگ را تحمل مى كند . ناگهان چهرهء كشيش تغيير كرد و با قيافه ساختگى و شيرين و اهانت آميزى كه ظاهراً در مكالمه با زنان به خود مى گرفت گفت : عقل و فرهنگ اين اجتماع مخصوصاً اجتماع زنان كه سعادت پذيرفته شدن در آن نصيبم شده به اندازه اى مرا شيفته و مجذوب ساخته است كه هنوز فرصت انديشيدن در بارهء آب و هوا را نداشتهام . » [٢] » شاه زاده واسيلى وقتى از كنار پىير مى گذشت دست او را گرفت و رو به جانب آناپاولونا كرده گفت : اين خرس را براى من تربيت كنيد الان يك ماده است كه در خانه من زندگى مى كند و امشب اولين بار است كه او را در يك اجتماع مى بينم ، هيچ چيز بيش از اجتماع زنان عاقل براى مردان جوان ضرورى و لازم نيست . » [٣] » آناپاولونا مى گفت : راستى عقيدهء شما ( شاه زاده خانم در وبستكايا ) راجع به اين آخرين كمدى تاج گذارى در ميدان چيست ؟ و در باره كمدى جديد مردم لوك و ژن كه مى خواهند تقاضاها و آمال خود را به مسيو بناپارت معروض دارند چه عقيده اى داريد ؟ حالا ديگر مسيو بناپارت روى تخت سلطنت مى نشيند و آمال و آرزوهاى ملل را اجرا مى نمايد راستى كه شايان ستايش است نه ، اين وضع آدم
[١] همان مأخذ ، ص ١٢ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٢ . .