تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٢ - براى رسيدن دو موجود مخالف به قدر مشترك لازم است كه خصوصيت هر يك از آن دو حذف شود
چه بسا كه راى دهندگان به يك موضوع از جوانب گوناگونى در حوزهء مغناطيسى شخصيت قرار مى گيرند ، خود آگاه يا ناخود آگاه زبان گوياى آن شخصيت مى گردند يا به قول جلال الدين نىهايى مى شوند كه ناى زن زبردستى آنها را مى نوازد .
اگر چه اين تأثير و تأثر به طور مستقيم نبوده باشد ، يعنى عوامل و انگيزه هايى پيرامون انسان را احاطه مى كند ، ناگهان احساس مى كند كه اظهار نظر كرده است .
٢ - فرض كنيد يك سيب را دو قسمت كردهايد و هر قسمت آن را بدون توجه به گوشه اى از جنگل بسيار بزرگ و پر از دره و تپه و رودخانه و درختان انبوه و كهنسال و علفهاى گوناگون انداختهايد ، پيدا كردن اين دو قسمت سيب يكديگر را و پيوستن به همديگر بىشباهت به توافق صد در صد دو نظريه از انسان آگاه نمى باشد .
براى توضيح اين مطلب شايسته است كه مثالى را در نظر بگيريم :
فرض مى كنيم تصميم گرفتهايم در بارهء اين مسئله از پنج نفر راى بگيريم : « آيا فلان قطعه زمين براى كشاورزى خوب است يا براى خانهء مسكونى ساختن ؟ » فرض مى كنيم كه همه پنج نفر كه در بارهء مسئلهء فوق تصميم خواهند گرفت اتفاق نظر دارند در اين كه بايستى قطعهء زمين مفروض براى خانهء مسكونى ساختن مقرر شود ، اما وقتى كه مى خواهيم دليل آن پنج نفر را رسيدگى كنيم با اختلاف زيادى روبه رو مى شويم ، تا جايى كه ممكن است دو علت متناقض از دو نفر براى نظريهء مفروض ابراز شود :
نفر اول - بلى ، بايستى آن قطعهء زمين را به خانه هاى مسكونى مبدل كنيم .
چرا ؟ براى اين كه مردم از حيث مسكن در فشارند و اين اقدام باعث مى شود كه عرضهء خانه بيشتر شود و طبيعى است كه قيمت ارزانتر مى گردد و مردم مى توانند براى خود خانه تهيه كنند .
نفر دوم - بلى ، بايستى آن قطعهء زمين را به خانه مسكونى مبدل كنيم .