تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٦ - آيه
((٢٠٥٥)) باطلان را چه ربايد باطلى عاطلان را چه خوش آيد عاطلى
((٢٠٥٦)) ز انكه هر جنسى ربايد جنس خود گاو سوى شير نر كى رو نهد
((٢٠٥٧)) گرگ بر يوسف كجا عشق آورد جز مگر از مكر تا او را خورد
((٢٠٥٨)) چون ز گرگى وارهد محرم شود چون سگ كهف از بنى آدم شود چون محمد را ابو بكر نكو ديد صدقش گفت هذا صادق
((٢٠٥٩)) چون ابو بكر از محمد برد بو گفت هذا ليس وجه كاذب
((٢٠٦٠)) چون نبد بو جهل از اصحاب درد ديد صد شق قمر باور نكرد
((٢٠٦١)) دردمندى كش ز بام افتاد طشت زو نهان كرديم حق پنهان نگشت
((٢٠٦٢)) وان كه او جاهل بد از دردش بعيد چند بنموديم و او آن را نديد
((٢٠٦٣)) آينهء دل صاف بايد تا در او واشناسى صورت زشت از نكو
آيه « فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اِضْرِبْ بِعَصاكَ اَلْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ اَلْعَظِيمِ » ٢٦ : ٦٣ (١) ( ما به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را بزن به دريا ، دريا شكافته شد ، پس هر قسمتى مانند كوه [ بلندى ] عظيم گشت ) .
« وَإِذِ اِسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِه فَقُلْنَا اِضْرِبْ بِعَصاكَ اَلْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْه اِثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ ٢ : ٦٠ . . . » (٢) ( هنگامى كه موسى براى گروه خود طلب آب كرد ، به او گفتيم : با عصاى خود به سنگ بزن . [ موسى عصا به سنگ زد ] دوازده چشمه از آن سنگ منفجر شد ، هر گروهى قسمت خود را از آب شناختند . )
(١) سوره الشعرا ، آيهء ٦٣ . .
(٢) سوره البقرة ، آيهء ٦٠ . .