تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٠ - نسبيت عظمت و شايستگى
داد ، و نيروى مردانگى توأم با تدبير و انديشه اژدها را متلاشى ساخت . چه شد كه آن شير مرد به اژدها پيروز گشت ؟ جوابش روشن است : اژدها قدرت كورانه اى دارد ، و از تدبير و حيله برخوردار نيست .
اما اين را هم بدان كه تو هر اندازه هم كه در حيله گرى و چاره جويى سر آمد باشى باز انسانهايى ما فوق تو پيدا خواهند شد كه بر تو پيروز شوند ، اگر هيچ فرد انسانى نتواند به اندازهء تو حيله گر باشد ، آفرينندهء وجود تو كه تمام نيروهاى انديشه و چاره جويىهاى تو را آفريده است ما فوق توست .
اين حقيقت را در قرآن ببين : « و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين . » در آن هنگام كه حيله و چاره جويىهاى خود را دريافتى ، گامى فراتر گذار و ببين : مبادى و عوامل اين همه فعاليتهاى روانى تو را چه كسى آفريده است ؟ هر چه كه در اين جهان پست مى بينى بدان كه ريشه هاى آن از جهان بالا است . اگر چه توجه به عالم پشت پرده در مرحلهء اول خيرگى مى آورد ، اما اين خيرگى به زودى جاى خود را به روشنى درخشان خواهد داد . اگر خفاش نيستى ديده گان خود را به روشنايى معتاد بساز ، نتيجهء اين روشنايى عاقبت بينى است كه در تو به وجود خواهد آمد ، شهوات و تمايلات حيوانى به منزلهء گور سياه است كه براى خود مى كنى .
اگر به عالم پشت پرده بنگرى سپس با آن روشنايى كه از عالم پشت پرده اندوخته اى به اين جهان هستى نظاره نمايى ، تفاوت تو با ساير مردم كه در جهان طبيعت و ديدگاه هاى محدود آن غوطه وراند - تفاوت ميان آن دو شخص خواهد بود كه يكى صدها بازى را ديده است و ديگرى تنها يك بازى را شنيده است .
اين بىنوا كه فقط يك بازى را شنيده است آن چنان مغرور مى گردد كه خود را از استاد و رهبر بىنياز مى بيند و از آنها دورى مى گزيند .
اينان مانند همان سامرى تبه كاراند كه با احساس كوچكترين مزيت در خويشتن از موسى آن نمايندهء الهى جدا مى شوند و به او تكبر مى ورزند .
پست فطرتى و تبه كارى را ببينيد آن سامرى با اين كه با آن هنر ناچيز كه