تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - نسبيت عظمت و شايستگى
به كار است ) نظر تقدم و سبقت زمانى دارند داراى شايستگى مى باشند ، ولى از آن جهت كه منظور از آن كار و ماده ايكه كار به وسيلهء آن صورت گرفته است همان واحد چهارم است كه وجود هدف و غايت مى باشد ، لذا عظمت و شايستگى اين واحد بالاتر از واحد سوم مى باشد كه عبارت از كار و مادهء ايجاد كنندهء آن است .
البته اين مطلب را جلال الدين در كتاب مثنوى بارها متذكر شده است كه عظمت و شايستگى مخصوص بان ثمره و ميوه است كه درخت در راه به وجود آوردن آن فعاليت كرده است .
ولى مى توان اين مسئله را طور ديگرى نيز مطرح كرد و آن اين است كه بگوييم :
اگر اين مطلب صحيح بوده باشد كه عظمت و شايستگى به آن مفهوم كه در ذهن انسانها وجود دارد ( و در موارد ارزشها به كار برده مى شود ) تواند در قلمرو جهان هستى در بارهء مواد بىجان نيز به كار برده شود ، بايستى موقعيتهاى خود پديده ها و حقايق را در نظر بگيريم ، گاهى چنان كه جلال الدين مى گويد : مجموعه اى در دنبال مجموعه اى از حوادث به وجود مى آيد كه مطلوبتر و مفيد از مجموعهء اولى است مانند شرارهء آتش يا الكتريسته كه از اصطكاك مواد مناسب به وجود مى آيد ، البته با نظر به مفيديت و مطلوبيت شرارهء آتش يا الكتريسته مى توان گفت : اين حادثه از مجموعهء حادثه به هم خوردن دو سنگ يا مالش پشم و غير ذلك با عظمتتر است و همچنين گياهان يا گلهاى ناچيزى با تفاعل در درون زنبوران عسل به مادهء بسيار مطلوب عسل تبديل مى گردد مسلماً عسل توليد شده از مواد اوليهء آن مفيدتر و مطلوبتر است ، ولى گاهى ديگر عالىترين مواد غذايى در جريان تحول به مدفوع حيوان يا انسان و يا زهرها و سموم خطرناك تبديل مى گردند .
پس به مجرد اين كه مجموعه اى از حوادث به مجموعهء ديگرى از حوادث تبديل شود نمى توان با ملاكى كه جلال الدين مطرح مى كند موجب شايستگى و عظمت بوده باشد .