تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٦ - اگر صدايى شنيديد كه از ما فوق ( خود طبيعى ) طنين انداز شده است بدانيد كه آن صدا از افق بالاتر يعنى از قله هاى مرتفع جان شما است
آن را اقتضا نمى كند ، در صورتى كه همان موضوع كه امروز براى شئون و روابط رهبرى شده مورد احتياج جلوه نمى كند شايد پس از ظهور و نتايجى كه در بر خواهد داشت صدها احتياجات ما را بر طرف كند يا بتواند مصنوعى بودن احتياجاتى را كه امروز افراد نابغه را رهبرى كند اثبات نمايد . كيست كه امروز بنشيند و در اين باره محاسبهء دقيق داشته باشد كه احتياجات واقعى بشر چيست ؟ و احتياجات و تقاضاهاى مصنوعى كدام است ؟
((١٩٥٨)) هر ندايى كه تو را بالا كشد آن ندايى دان كه از بالا رسيد
اگر صدايى شنيديد كه از ما فوق ( خود طبيعى ) طنين انداز شده است بدانيد كه آن صدا از افق بالاتر يعنى از قله هاى مرتفع جان شما است در مباحث گذشته با ابيات ذيل آشنا شدهايم كه مى گويد :
اين صدا در كوه دلها بانگ كيست گه پر است از بانگ اين كُه گه تهى است هر كجا هست آن حكيم اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد
و در آن مباحث ملاحظه كرديم كه اين صداى اسرار آميز نمى تواند جنبهء طبيعى داشته باشد ، زيرا - صداهايى كه از عوامل طبيعت بر مى خيزد ، نه تنها باعث خيرگى و دهشت ما نمى گردد ، بلكه به جهت تناسب و سنخيتى كه با ما دارد يا داراى انگيزه اى براى دست يافتن به سود بيشتر و تقليل آلام و ضررها است ، صداى مانوس و طبيعى براى ما مى باشد ، ولى چنان كه در گذشته گفتيم براى افراد انسانى مخصوصاً براى كسانى كه تا حدودى در راه رشد شخصيت گام برداشتهاند ، بانگهايى در بعضى از اوقات در درونشان طنين انداز مى شود كه اگر بخواهيم آن را با يكى از پديده هاى درونى مقايسه كنيم و آن پديده محصول تفاعلهاى طبيعى در موجود انسانى باشد ، كار بىهوده اى