تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٣ - آيا احتياجات در بروز اختراعات و اكتشافات اثرى دارد ؟
منطقى امكان جامهء عمل پوشيدن آن را مردود بسازد ، مى تواند به عنوان يك انگيزهء كلى براى اختراعات و اكتشافات بوده باشد .
اگر مسئله در اين شكل مطرح شود ، بايد گفت : تصفيهء حساب آن را در مسائل عالى فلسفى از قبيل : « عامل محرك تاريخ و علل تحولات » بررسى كرد ، زيرا اين مسئله درست شبيه به اين است كه بگوييم : عدم قناعت به وضع موجود باعث پيش رفت علمى و صنعتى و اجتماعى انسانها مى باشد .
ب - اگر مسئله به اين ترتيب مطرح شود كه رابطه ميان احتياج و اختراعات رابطهء علت و معلول است ، مطلب گزافى بيش نيست ، زيرا - چنان كه گفتيم : حتى امروزه كه نيمهء دوم از قرن بيستم و دورهء شكوفان شدن هزاران اختراع و اكتشاف در دو قلمرو انسان و جهان است ، اكتشافات معادل يك صدم احتياجات واقعى انسان مخصوصاً در مسائل انسانى نمى باشد .
آيا احتياجات در بروز اختراعات و اكتشافات اثرى دارد ؟
جواب اين سؤال به طور قطع مثبت است ، يعنى اگر از مبالغه گويى دست برداريم و كليت را از هر دو طرف منفى بدانيم ، يعنى بگوييم : نه اين قانون كلى صحيح است كه مى گويد :
هر احتياجى مى تواند منشا اختراعات و اكتشافات بوده باشد .
و نه اين قانون كلى صحيح است كه مى گويد :
هر اختراع و اكتشافى روى احتياج به وجود آمده است .
با اصل واقعيت روبه رو مى شويم و آن مسئله اى است كه مطرح كردهايم :
« احتياجات در بروز اختراعات و اكتشافات اثرى دارد » .
ارتباط ميان احتياج و اختراع با پيش رفت روابط انسانها و جوامع و بروز تشكيلات و سازمانهاى اقتصادى و جنگى و علمى در حال افزايش است ، افراد و جوامع هر اندازه كه رو در روى يكديگر پيشتر و عميقتر صف آرايى كنند مسائل جديدترى از حيث تقدم و رقابت مطرح مى شود كه احتياجاتى را نمودار مى سازد ، در نتيجه