تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٩ - موقعيت لازم ابهام آميز احتياجات را ابهام آميز مى سازد
عالى ) آنها نمى سازد ، بلكه حوادث طبيعى و انسانى كه او را در ميان خود غوطه ور ساختهاند تكليفش را معين مى كنند .
ممكن است از اين تقسيم بندى اين طور نتيجه گرفته شود كه گروه سوم پستترين و بىچاره ترين مردمان هستند ، ولى اين يك نتيجه گيرى بسيار سطحى است ، زيرا - اگر در وضع روانى گروه زيادى از افراد برجسته و چشمگير اجتماعات دقت كنيم ، خواهيم ديد كه اين بىنوايان كه براى جوامع بشرى نوا بخش جلوه مى كنند هرگز موقعيت لازم و مطلوب و احتياجات مربوطه را احراز نكردهاند .
غذاى شخصيت اينان دواهايى است كه در گلويشان ريخته مى شود ، عناصر موقعيتهاى آنان را بادها و طوفانها و سيلهاى محاسبه نشدهء جوامع بشرى مى آورند و مى برند ، زيرا ، نه شخصيت سالمى دارند كه فعاليتها و حركات انسانى شان واقعاً مانند غذاى گوارا و طبيعى بوده باشد و نه مى توانند موقعيت لازم را مشخص كرده دنبال احتياجات خويش روانه شوند . براى اينان ضرورت و امكان و محال در زندگانى مطرح نمى شود ، همه چيز براى آنها ضرورت دارد و همه چيز براى آنها امكان پذير است و همه چيز محال است ، فقط اين نكته براى آنها اهميت دارد كه فعلًا در كدامين نقطه قرار گرفتهاند ؟ حتى طوفانى را كه ممكن است پس از چند ساعت آنها را از جاى خود كنده و در موقعيت نامعلومى خواهد انداخت ، مورد اعتنا قرار ندهند . سر گذشت ننگ بار جوامع بشرى ، اى گردانندگان محصولات ديروز در زمان حاضر و كشت كنندگان ريشه هاى آينده در زمان حال ، اى امضا كنندگان بردگى انسانها براى ابد ، از طعم آن امكان پذيرها و محالها و ضرورتها كمى هم به اين بىنوايان بچشانيد .
اين بىنوايان صدمه اى كه به بشريت مى زنند به جهت آن قيافهء نوا بخشى است كه به خود گرفتهاند يا آنها را با آن قيافهء آراستهاند .
گروه چهارم از انسانها را در نظر بگيريم كه پس از آگاهى لازم به چگونگى و ارزش زندگى و اندك مطالعه اى در وضع روحى خويش در مى يابند ، كه در عين حال كه