تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٧ - رابطهء مستقيم موقعيت لازم با واحدهاى مورد احتياج
باشيد ، بلكه چون موقعيت لازم شما عبارت است مثلًا جلب محبت يك دوشيزهء روستايى دور از همه گونه مزايايى كه در شهر و شهر نشينى قابل تصور است ، لذا موقعيتى كه براى شما لازم جلوه كرده است جذب شدن يك انسان محدود است كه عوامل محدود او را به شكل يك دختر روستايى متبلور ساخته كه وصالش امروز براى شما آرمانى جلوه كرده است ، همهء مزايا و شئون انسانى و هدف هستى و موجوديت شما در كوخ محقرى قدم مى زند و بيرون مى آيد و در كشتگاه ناچيزى علف مى چيند و وسيلهء آرمان و موقعيت لازم گوسفندان پدرش را به دست مى آورد ، اين آرمان و موقعيتى كه براى شما لازم جلوه كرده است ، جمع كردن تمام كتابخانه هاى دنيا و در مقابل آن دختر قرار دادن پوچ است ، جمع كردن تمام مغزهاى انديشمند تاريخ بشرى و وادار كردن آنها به خضوع و سلام به آن دختر روستايى با كفشهاى پاره اش نتيجه اى ندارد ، بلكه بايد ببينى كه موقعيت لازمى كه آن دختر براى خود مطرح كرده است چيست ؟ اگر ديديد آرمان او داشتن يك راس الاغ چاق و سفيد است ، به دنبال خريدارى صد فروند هواپيماى جمبوجت راه نيفتيد ، الاغى فربه و سفيد مورد احتياج شما است . اگر يك داس تازه اى براى او آرمان جلوه كرده است از زراد خانه هاى اسلحهء دنيا و بمبهاى هيدروژنى دم نزنيد كه ابدا مورد احتياج شما نيست ، بايد يك داس به مبلغ ٣٥ ريال بخريد و آرمان او را به دست بياوريد تا آرمان شما را قابل وصول بسازد . مگر اين كه بكوشيد وسايل مدرن را در ذهن او جاى گير داس فرسوده بسازيد با توجه به اين قانون كلى به يك درد بىدرمان بشرى متوجه مى شويم كه باعث عميقترين شرمسارى توأم با حال تأسف و اندوه مى باشد . اين درد بىدرمان سنخيت نداشتن و فقدان رابطه ميان موقعيت لازم كه براى بشريت مطرح است با وسايل مورد احتياج براى وصول به چنان موقعيت .
شما هر كتاب انسانى را كه باز مى كنيد ، حد اقل چند سطر و لو به عنوان عمل به رسوم جاريه در بارهء تكامل بشرى مى خوانيد ، سخنرانىها كتابها ، اقدامات گوناگون از يك طرف ، با ارزش داشتن تكامل شخصيت انسانى در همهء جوامع با سيستمهاى مكتبى گوناگونشان از طرف ديگر دريافت مستقيم درونى از طرف سوم ، همه و همهء اين