تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧١ - براى شنيدن آهنگ هستى بايستى از يك يك اجزاء هستى كنار شويم تا مجموع آهنگ را از ارتعاش مجموع اجزاء بشنويم
است . تو كه مى دانى زمينهء تشنگى روح گسترش و عمق بىنهايت دارد ، چگونه خود را به جرعه هاى ناچيزى از حالات روانى لذت بخش قانع مى سازى ؟
((١٩٤٢)) چرخ را در زير پاى آر اى شجاع بشنو از فوق فلك بانگ سماع
براى شنيدن آهنگ هستى بايستى از يك يك اجزاء هستى كنار شويم تا مجموع آهنگ را از ارتعاش مجموع اجزاء بشنويم براى درك اين حقيقت زيبا كه جلال الدين مطرح كرده است بار ديگر عبارتى را كه از برتراند راسل نقل مى كنيم درست مورد توجه قرار دهيم :
« ما فى المثل به كر مادر زادى شباهت داريم كه در ميان يك عده موزيسين بزرگ شده و از روى روابطى كه بين قطعات نت موسيقى و نواختن آنها وجود دارد بقواعد مربوطه واقف شده و مى تواند نتهاى موسيقى را بخواند و اركسترى را هدايت كند . حال اگر اين كر مادرزاد از طريق ايما و اشاره بتواند توضيحات ديگران را درك كند كم كم متوجه مى شود كه نت موسيقى و حركات نوك انگشتان و ساير حركات نوازندگان در كيفيت ذاتى خود نمايندهء چيزهاى كاملًا متفاوت از ظواهرى هستند كه براى او مشهود مى باشند ، ولى ادراك ارزش موسيقى و چگونگى آهنگهاى صوتى آن براى او غير ممكن است . حال دانش ما از طبيعت هم چيزى شبيه به اين است ، ما مى توانيم نتهاى طبيعت را بخوانيم و به مشخصات رياضى آنها پى ببريم ، اما استنباط ما از اين كه اين نتها نمايندهء چه چيزهايى هستند ، بيشتر از حدود استنباط آن شخص كر در بارهء اين كه نتهاى موسيقى معرف چيزى به غير از ظواهر خود مى باشند نيست ، حتى آن كر مادر زاد از يك لحاظ هم بر ما رجحان دارد و آن اين كه ما از زندگى در ميان يك عده كه صداى موسيقى طبيعت را بشنوند ، نيز محروميم و در حقيقت همهء ما در بارهء درك نتهاى طبيعت كر هستيم ، استادى در كنار ما نيست كه آهنگ واقعى نتهاى