تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - منتخباتى از كتاب رستاخيز ١٧١ تولستوى ١٨٧
خود اين اعمال تا چه حد احساس آن روى عدم احترام به انسانيت و بىايمانى به خداوند متعال قرار گرفته و تا چه پايه اين رفتار وحشت آور بر خلاف حق و منطق است تا چه درجه شرم آور است كه صدها تن افراد بىگناه را فقط به دليل اين كه شناسنامه مطابق مقررات نظام نامه در دست ندارند ، در چنين سياه چال وحشتناكى حبس كنند . » [١] » آدميان شبيه رودخانه هايى هستند كه همهء آنها از عنصر معمولى تركيب شدهاند ، لكن بعضى از آنها گاهى عريض مى شوند و گاهى تنگ ، بعضى اوقات جريان آنها آرام و آهسته است وقت ديگر حركت آنها تند و سريع ، گاهى آب آنها سرد است و گاهى گرم ، گاهى گل آلود و گاهى روشن و پاك . انسانها نيز همچنانند هر فرد بشر در ذات و نهاد خود بذر تمام صفات خاصهء بشرى را كما بيش دارد و هر يك از آنها را در مواقعى گاهى ظاهر مى كند . در يك وقت جنبه و يك صورت از نهاد خويش را جلوه گر مى سازد ، در عين حال باطن ذات و فطرت نهانى خود را در آن وقت مخفى نگه مى دارد . يعنى از آن چه هست به صورت ديگرى در مى آيد : در بعضى افراد انسانى اين تغييرات به صورت تند و سريع و با كمال خشونت ظاهر مى شود و در بعضى ديگر به طور بطىء و آهسته . » [٢] » از اين كه با عزمى راسخ در برابر ادله و براهين نايب مقاومت كرده و به تصميم خود در فدا كارى و بذل اموال خويش به منفعت رعايا پايدارى نمود ، در برابر وجدان خود احساس آرامش و خشنودى مى كرد ، پس از اين كه دستور را صادر كرد از دفتر بيرون آمده ساعتى در اراضى اطراف عمارت مشغول گردش شد . » [٣] » آيا هميشه تصميم تو به همين حال است ؟ آيا اين افكار از روى واقع مطابق وجدان است ؟ شايد كه اين كارها را براى تظاهر و ريا مى كنى ، كه مردم از تو
[١] همان مأخذ ، ص ٢٢١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٣٠ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٥١ . .