تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥١ - نقش اصول و قوانين تثبيت شدهء گذشته در تعليم و تربيت نسل حاضر
نقش اصول و قوانين تثبيت شدهء گذشته در تعليم و تربيت نسل حاضر مبحث گذشتهء ما تا حدودى غوغاى نسل گذشته يا رو به گذشته و نسل حاضر را در بارهء تعليم و تربيت بيان مى كند .
براى اين كه تكليف ما در بارهء اين مسئله فوق العاده با اهميت به قدر امكان روشن شود ، چند جمله را متذكر مى شويم :
١ - گذشته و حال و آينده با نظر به ذات آنها نبايستى در بررسى واقعيت اين مسئله دخالتى داشته باشد ، زيرا ، هيچ يك از هوا خواهان نسل گذشته و نسل حاضر نمى توانند از روى منطق صحيح به سه قطعهء زمان ( گذشته و حال و آينده ) مانند سه نمود فيزيكى بنگرند كه تحت عوامل طبيعى مخصوص به خود معلول يا علت چيزى بوده باشند .
سه مفهوم انتزاعى زمان نيست كه درخت را بارور مى كند يا جنين را كامل كرده و به دنياى زندگى وارد مى سازد و خواص كودكى و جوانى و ميانسالى و پيرى را به او مى بخشد ، بلكه اين مواد طبيعى و فعاليتهاى ( خود طبيعى ) انسانها است كه آنها را در قلمرو هستى دگرگون مى سازد و موجوديتهاى گوناگون بروز مى دهد . نمودهاى امروزى معلول ديروز و علل فردا هستند ، ما با كدامين قيچى منطقى اين علل و معلولات را از يكديگر تفكيك كنيم ؟ ولى از طرف ديگر ناديده گرفتن محصولات جديد انسانى را كه در هر دوره خواه از مغزهاى فرد فرد انسانى يا از تفاعلات و ارتباطات افراد و جوامع با يكديگر به وجود مى آيند ، مبارزه با واقعيتى است كه جز يك انسان سوفسطايى جرأت آن را ندارد ، بنا بر اين بياييد براى اين كه ميوه اى براى ما منظور است ريشه و تنه و ساقهء درخت را منكر نشويم و براى اين كه ريشه و تنه و ساقهء درختى براى ما مطرح است ميوهء آن درخت را ناديده نگيريم .
تاريخ نسلهاى متعاقب انسانها كه دنبال هم قدم به يك جامعه مى گذارند ، بىشباهت بتاريخ زندگانى يك فرد از انسان كه در جامعه اى موجوديت پيدا كرده است