تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٠ - غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت
قرار خواهند گرفت نه بعد مكانى وجود دارد و نه فاصله چشمگير زمانى ، بلكه به طور فراوان ديده شده است كه بعضى از فرزندان مانند آن تيرها هستند كه به عقب پرتاب شدهاند ، مگر نمى بينيم كه ميليونها راد مردان و قهرمانان بشريت فرزندان پست و حيوان صفت و احمق داشتهاند آنان نه تنها كاملتر از پدران نبودهاند و نه تنها مساوى آنها نبودهاند ، بلكه گويى آنان تيرى بودند كه از كمان سعادت و فضيلت و عظمت پرتاب شده و در وسط جنگل پر از درنده افتادهاند .
اين بود شمه اى از مطالب طرفين كه هيچ يك از آن دو خالى از افراط و تفريط نيست ، جنبهء شعرى مطالب جبران خليل بسيار جالب و جنبهء واقع بينى و منطقى عبارات مخالفين بيشتر مى باشد .
ويكتور هوگو در اين باره به عنوان شخص ثالث جملاتى دارد كه فوق العاده ارزنده و شايستهء دقت است ، او مى گويد : « بىمرارت اعتراف كنيم كه فرد نيز شخصيتى براى خود دارد و مى تواند بىارتكاب خطا قرارى براى اين نفع خود بگذارد و از آن دفاع كند حال مقدار قابل بخشايش از خود خواهى براى خود دارد . حيات آنى نيز حق دارد و مجبور نيست كه خود را پيوسته فداى آينده كند .
نسلى كه فعلًا نوبت عبورش از رهگذر زمين است ناگزير از آن نيست كه براى نسلهاى ديگر كه نوبتشان بعدها خواهد رسيد و گذشته از همه چيز با او مساويند دامنش را بر چيند و راهش را كوتاه كند ، از اينجا است كه در بعضى ساعات برودت شديدى بلند همتى پيش قدمان نوع بشر را فرا مى گيرد . » [١] به نظر مى رسد كه هر يك از دو طرف جنبهء مثبت مسئلهء مورد بررسى ما را خوب بررسى كردهاند ، باين معنى كه جبران خليل امروز و فردا را درست معنى كرده است ، در عين حال مخالفين هم ديروز و حال را خوب تفسير مى كنند . براى به دست آوردن واقعيت بيشتر در اين مسئلهء با اهميت بايستى مبحث بعدى را بررسى كنيم :
[١] بىنوايان ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ، ص ٥٧٢ . .