تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - منتخباتى از كتاب رستاخيز ١٧١ تولستوى ١٨٧
مرا بخشيده اى ؟ و آيا از گناه من در گذشته اى ؟ اين كلمات با لهجهء بسيار صادقانه و به وضعى بسيار ساده و طبيعى و صريح بر زبانش جارى شد . » [١] » هر كس در زندگى خود در صورتى به انجام كارى موفق مى شود كه آن كار را به جاى خود مفيد و مهم شناخته باشد . » [٢] » امروز سراسر حوادث آن سفر و آن شكار دل پذير ، در مد نظر نيليدوف جلوه گر شد . ولى از همه بالاتر احساس لطيفى كه از آن عمل خير در آن وقت از او ناشى شد و در وجدان او تأثير بسيار مطلوبى كرده و نيروى جسمانى و روحانى او را تقويت و لذت بخشيده ، آن بالا پوش كركى ظريف ، آن نسيم سرد و لطيف كه بر روى رخساره هاى او مى وزيد ، آن قطعات برف كه از فراز شاخسار درختان فرو مى افتاد ، آن نيروى جوانى ، آن روح آرام و وجدان مطمئن ، آن خون گرم بدن نيرومند ، روح آزاد نه اساس اندوهى در دل و نه نگرانى در خاطر ، نه سرزنشى در ضمير ، نه بيمى ، نه تشويشى ، همه چيز روح پرور و همه چيز نشاط انگيز بود پس با خود گفت : آه دريغا كه چه روزگار خوشى بود ولى حالا افسوس خدايا همه چيز دشوار همه چيز ناگوار « [٣] » مدير كل محبس نمى توانست وجدانا خود را در اين كار معاف و مبرا بداند و از اين كه وجود او موجب آزار هم جنسان خود او است ، اين كه در آن اطاق در باطن خجل و شرمنده است و از اين رهگذر درون ضمير خود احساس رنج و المى نهانى دارد . » [٤] » نه تنها آلام و زجرهاى بدنى اين مصيبت زدگان تأثر انگيز است بلكه ،
[١] همان مأخذ ، ص ١٧٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٧٦ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٩٩ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٢٢٠ . .