تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٨ - غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت
و عاقلانه رهبرى شود .
٣ - هر فرد و جامعه اى كه از شخصيت عقلانى و وجدانى بهره ندارد محكوم به زوال است .
٤ - كار مستحق مزد و مزد احتياج به كار دارد .
٥ - پديده ها و شئونى كه انسانها در زندگانى جستجو مى كنند به سه نوع مهم تقسيم مى گردد : ضرورتها و تجملات و نمودهاى متوسط ميان آنها .
٦ - براى ساخته شدن انسانها به طور مطلوب به دنيا آمدن آنها كافى نيست ، بلكه تعليم و تربيت اساس سازندگى است .
٧ - قانون و حقوق شايسته با مجريان شايسته مى توانند عدالت اجتماعى را برقرار بسازند .
اين مصالح خواه در شكل انديشه و ايده و خواه در شكل عمل و انطباق به زندگانى واقعى انسانها در دورانهاى گذشته وجود داشته است . آيا مى توانيم يكى از امور فوق را تنها باين دليل كه مال گذشتگان است كه از زندگانى و ايده هاى انسانى حذف كنيم ؟ نگوييد : ما بايد بكوشيم و مانند فرزندان خود باشيم و نكوشيم آنان مانند ما پدران و مادران باشند . چرا ؟ براى اين كه به همان دليل تفكيك و جدايى كه ميان اين دو صنف مطرح كردهايد ، چنان كه فرزندان مانند پدران و مادران نخواهند شد همچنان پدران و مادران نيز مانند فرزندان نخواهند گشت ، مگر در ضرورتهاى جاويد كه هيچ يك از دو صنف نمى توانند بدون آنها زندگى كنند .
آرى ، ما هم اعتراف مى كنيم كه زندگانى از توقف در منزلگاه ديروز لذت نمى برد ، ولى براى زير بناى زندگى كه علاقه بذات يكى از اصول آن است . ديروز و امروز و فردايى وجود ندارد .
مواد اقتصادى را بايستى از سنگلاخ عوامل طبيعت در آورده و با انجام كار و كوشش