تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٥ - غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت
فيزيك معلومات و آگاهىهاى مختلفى را نتيجه مى گيرند ، هنگامى كه استاد مزبور يك مسئلهء فيزيكى را براى آن چهل نفر تشريح و تحليل مى كند مانند سنگى كه در حوض بيفتد در درون دانشجويان مزبور مطابق شرايط ذهنى آنان كه به حوضهاى گوناگونى شبيه هستند امواج و آثار مختلف ايجاد مى كند .
مثلًا در ذهن فردى از آن دانشجويان كه زمينهء ذهنىاش پر از مسائل رياضى است همان مسئله فيزيكى موجب ايجاد نوسانات مسائل رياضى مى شود ، ارتباطاتى كهنه و نو ميان مسئلهء فيزيكى و مسائل رياضى براى او مطرح مى شود ، در صورتى كه در ذهن دانشجوى ديگرى كه مسائل انسانى ذهن او را به خود مشغول مى دارد همان مسئلهء فيزيكى مى تواند آن مسائل انسانى را در ذهن او بتلاطم در بياورد .
در نتيجه ما بايستى هر دو درجه از تعليم و تربيت را در همهء دورانهاى يك فرد انسانى عملى بسازيم .
غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت شايد با اطمينان بتوان گفت كه : مشكلترين و در عين حال با اهميتترين مسئله اى كه در تعليم و تربيت وجود دارد اين مسئله است كه ارزش قوانين و ايده هايى كه براى يك جامعه مطرح بوده و معلم و مربيان جامعه آنها را ثابت شده فرض كردهاند چگونه مى توان آنها را به افراد نسل در حال رشد منتقل ساخت ؟ اجازه بدهيد پيش از آن كه وارد بررسى اين مسئله شويم جملاتى را از كتاب پيامبر جبران خليل جبران در بارهء دو نسل تثبيت شده كه رو به گذشته است و نسل حاضر كه رو برشد و نمو است مطالعه كنيم . او مى گويد :
« فرزندان - سپس مادرى كه كودك خود را روى دست گرفته بود ، در بارهء فرزندان پرسيد .
پيامبر چنين گفت : فرزندان شما ، فرزندان شما نيستند .
آنان پسران و دختران آن زندگانى ( حيات ) هستند كه اشتياق به خويشتن