تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٢ - تفسير ابيات
و مشاعر خود به دست آوردهايم بايد بدانيم كه مانند همان چراغ و فتيله كه پيش از اين گفتيم براى شب تاريك خوب است نه براى روز روشن . ] هنگامى كه مى خواهى دل دار را بجويى با درون دل و اعماق جانت جستجو كن .
مى دانى تو در اين زندگى چه مى كنى ؟ تو خود عيسى عليه السلام را كه سوار خر بود رها كرده اى و خر را مى بينى و به آن خر عشق مى ورزى ، به همين جهت است كه مانند خر در روى پرده خود را به نمودهاى ناچيز دريافته اى .
اى خر صفت دون همت علم و معرفت و بينش در طالع مبارك خود عيسى است نه در طالع خر محقر و ناچيز كه مركب موقتى عيسى است .
اگر اين حقيقت را درك كنى كه ناله و فرياد خر به مقتضاى خر بودن است ، در نتيجهء مى فهمى كه ترحم و دل سوزى به آن خر بايستى در اندازه خرى بوده باشد ، چون از حقيقت امر غفلت دارى ، نمى دانى كه ناله هاى خرانه از تو چه مى خواهد و تو در مقابل چه وظيفه اى دارى ؟ تو اگر بخواهى واقعاً دل سوزى كنى ، حقيقتاً ترحم شايسته داشته باشى ، بايستى به خود عيسى ( روح و عقل تو ) كه در درونت فرياد پيش برو مى زند و شب و روز به تو هشدار مى دهد توجه كنى و باو دل سوزى نمايى نه به كالبد مادى كه مانند خر عيسى چند صباحى مركب تو خواهد بود . آيا تصور مى كنيد كه خر عيسى به خود عيسى حكمفرما باشد ؟ بياييد طبيعت و ( خود طبيعى ) را به عقل خود سرور و حكمفرما نسازيد .
جان انسانى شما در اين زندگانى وامى گرفته است بايد آن را بپردازد ، يعنى او مديون كمال و رشد است و بايستى اين خواستهء عظيم جان را بجاى آوريد ، از ( خود طبيعى ) بگيريد و در راه اين خواسته انسانى عظيم مصرف كنيد ، نه بالعكس كه از جان انسانى بگيريد و در راه ( خود طبيعى ) كه خواهى نخواهى روزى در همين قلمرو طبيعت متلاشى گشته و شما را سر گردان خواهد گذاشت . ساليان طولانى از عمرت را چونان بندهء دست به سينه در مقابل نفس خر صفت تسليم گشته اى ، با تمام تلخى اعتراف كن كه بدتر از خود خر بوده اى ، زيرا ، بنده و مطيع خر پستتر از او است .