تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٠ - تفسير ابيات
بار بر براى برداشتن بارهاى سنگين مشتاقانه باين سو و آن سو مى دود و حتى براى به دست آوردن بار با بار بران ديگر رقابت مى كند ، بار آنها را مى ربايد ، چرا ؟ علتش پاداش و مزدى است كه خواهد گرفت .
همين گرانىها و زحمات كه امروز براى ما ناخوشايند است فردا با رسيدن به نتيجهء آنها ، خواهيم ديد كه اساس خوشى و راحتىها همان گرانىها و زحمات بوده است . چنان كه مقدمهء شيرينىهاى زندگانى تلخىهاى ناملايم مى باشد . مگر نشنيدهايد كه پيشوايان فرمودهاند : ناملايمات و تحمل بارهاى سنگين و تقلاهاى جسمانى و روحانى است كه فردا به فردوس برين تبديل مى شود ، اين شهوات و هوى و هوسهاى امروزى است كه فردا آتش شعله ور دوزخ و عقاب الهى خواهد بود .
آرى ، شاختر و تازه به صورت مايهء اصلى آتش درمى آيد و بالعكس سوختن در آتش رياضت و تادب و تكاپو در راه رشد ، شما را به كوثر آن چشمه سار الهى فردوس برين نايل مى سازد . آنان كه در كشاكش شهوات و تعدى و تبه كارى خويشتن را از دست دادند چه نتيجه اى جز گرفتارى در زندانهاى سيه چال به دست خواهند آورد ؟ و بالعكس آنان كه در كاخهاى سعادت و آرامش بخش خواهند نشست ، كسانى هستند كه در عرصهء زندگانى در كارزار و تحمل محنت و مشقت به سر بردهاند . اگر در دست كسى سيم و زر يا نتايج عالى ديدى ، بدان كه رنج نابرده به آن گنج دست نيافته است .
كسانى كه در جولانگاه زندگى كوشيده و از مزاياى طبيعى زندگانى چشم پوشيده و گام به ما فوق طبيعت و ( خود طبيعى ) نهادند ، آنان هستند كه به مقام شامخ شكافتن سببها و علل روى پردهء طبيعت نايل گشتهاند . آنان هستند كه ديده گان نافذ پيدا كرده ، زير بناى هستى را كه تسليم اين سببيتها و عليتها نيست مشاهده مى كنند اما تو اى بىنواى كوته بين اى اسير شهوات زود گذر حيوانى اى فروشنده ى گوهر گران بهاى عمر به متاع ناچيز خود پرستى كه در همين كارگاه حس و صورت اسير و گرفتار گشته اى در گرداب مهلكهء همين سببيتها و عليتها دست و پا بزن و مشغول جان كندن باش . آرى ، آنان با ديدهء بينا همين نمودهاى طبيعى را كه قيافهء شفاف به آنها