تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٥ - بياييد عقل گرانبها را از استخدام ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ نجات بدهيم
دنبال خود مى كشد .
عقل جزيى كه كارش هدف گيرى و انتخاب وسيله است . به بركت تبعيت از وجدان هدفهاى عالىترى را منظور نموده و در صدد انتخاب وسايل مناسب آن هدفها بر خواهد آمد .
اين تحليل را كه ما در بارهء بيت صورت داديم ، براى آنست كه جلال الدين در كتاب مثنوى بيش از ده ها بار از دست اين عقل جزئى فرياد بر آورده است .
در ديوان شمس تبريزى مى گويد :
عقل بندِ رهروان است اى پسر آن رها كن ره عيان است اى پسر
بنا به نظريهء كلى جلال الدين خود عقل جزيى تقاضايى جز فرو رفتن در نمودها و حوادث به سود جنبهء مادى و طبيعى انسان ندارد ، بنا بر اين عقل جزيى از اول هم مزاج خر است .
اما با تحليلى كه ما متذكر شديم ، مى توانيم بگوييم :
تقاضاى عقل هم با تبعيت از تقاضاى وجدان به معناى عمومى كمال و رشد شخصيت است .
اكنون كه مى بينيد عقل از تقاضاى تبعى خود دست برداشته و در استخدام ( خود طبيعى ) بر آمده است ، بايد بدانيد كه وجدان پيش رو شما سقوط كرده است .
از آن جهت كه فعاليت وجدان جدا از فعاليت عقلانى نيست ، بلكه در يك صحنه و در كارگاه موجوديت انسانى دست بكار مى شوند لذا با علو و ارتقاء يا سقوط و تباهى يكى از آن دو مى توانيم علو و ارتقاء يا سقوط ديگرى را كشف كنيم .
پس مزاج و طبيعتى كه عقل يك انسان نشان مى دهد در عين حال كه هويت فعلى آن را روشن مى سازد وضع وجدان را هم مشخص مى كند .