تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٧ - اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
كننده و ناظر ذرات و روابط هستى است . آن فيزيك دان شماره يك قرن بيستم كه با تمام صراحت مى گويد :
« من خدا را به عنوان حافظ قوانين مى شناسم و مى پذيرم » - مقصودى جز اين ندارد .
در قرآن مجيد دو گروه آيات مى تواند اين موضوع را ثابت كند :
اول - آياتى كه تدريجاً دوام ايجاد و تصرف را بيان مى كند و آن آياتى است كه مادهء خلقت و حيات و موت . . . و امثال آنها را با فعل مضارع بيان مى كند و قانون ادبى مى گويد : اين گونه جملات دلالت بر استمرار و تجدد دارد . مانند يخلق و يحيى و يميت . . . دوم - آياتى كه صريحاً استمرار و دوام ايجاد و تصرف را ياد آور مى شود مانند :
« وَالله يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ . » ٢ : ٢٤٥ [١] ( خدا قبض و بسط مى كند و به سوى او رجوع خواهيد كرد ) .
« يَسْئَلُه مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ . » ٥٥ : ٢٩ [٢] ( آن چه كه در آسمانها و زمين است از او تقاضا مى كند ، او هر روزى [ هر لحظه اى ] در كارى است ) .
جلال الدين مى گويد :
كل يوم هو فى شأن بخوان مر و را بىكار و بىفعلى مدان كمترين كارش به هر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه مى كند لشكرى ز اصلاب سوى امّهات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نر و ماده پر گردد جهان
[١] سوره بقره آيه ٢٤٧ . .
[٢] سوره الرحمن ، آيه ٣٠ . .