تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٨ - تنوع و ارتباط اشياء با يكديگر
تنوع و ارتباط اشياء با يكديگر دو مسئلهء روشن در قلمرو هستى براى ما مانند دو اصل مطرح شده است .
يك - جهان هستى داراى اشياء و نمودهاى متكثر و متنوع است .
دو - اين اشياء با اين تكثر و تنوع ، هستى را در يك مجموعهء مربوط و سيستماتيك ادامه مى دهند . [١] اين دو اصل دست به يكديگر داده مفهوم نظم را براى ما مطرح كردهاند ، زيرا ، اگر اشياء و نمودهاى جهان متكثر و متنوع نبودند يك حقيقت وجود داشت ، در آن صورت نظم و قانون قابل تصور نبود ، چنان كه در بارهء خدا كه واحد حقيقى است اين دو مفهوم غير قابل تطبيقاند ، چون بديهى است كه نظم كه به معناى هماهنگى است بدون وجود يك يا چند چيز كه يك يا چند رابطه آنها را بيك ديگر نپيوندد ، هماهنگى و نظم قابل تصور نخواهد بود و در هر مورد كه نظم مطرح نيست ، قانون نامفهوم است ، زيرا ، قانون قضيهء كليه اى است كه از نظم در ذهن بشرى نمودار مى گردد . پس دو اصل بديهى فوق ، ما را با اين نتيجه روبرو مى سازد كه هستى نظم
[١] ريشهء اساسى دو اصل از مشاهدات قطعى ما به وجود آمده است ، زيرا - ما مى بينيم هر چيزى در همه حال و با هر گونه شرايط چيز ديگر نمى شود . براى جوشيدن آب حرارت معينى لازم است ، براى تنومند شدن و بارور گشتن درخت عوامل مخصوصى ضرورت دارد و براى به دست آوردن دانش تحصيل و كوشش در فرا گرفتن علم لازم است . نظمى كه در اشياء مشاهده مى شود لازم نيست كه اتكاء به قوانين تثبيت شده در افكار بشرى داشته باشد ، زيرا - در هر دوره اى از فرهنگ انسانى قوانين معينى براى شناسايى نظم جهان به وجود مى آيد و در دورهء ديگر مطرود مى گردد و همين تحول و دگرگونى در قوانين گروهى را وادار مى سازد كه در نظم جهان هستى ترديد كنند ، ولى به نظر مى رسد كه اين تفكر يك . بوده و ناشى از مخلوط كردن واقعيت و حقيقت به اصطلاح فلسفهء امروز ( شىء براى خود ) و ( شيئى براى من ) مى شود و اگر ما بتوانيم اين دو موضوع ( شيئى براى خود و شيئى براى من ) را در نفس الامر از يكديگر تفكيك كنيم ، مى توانيم در ارزيابى قوانين با ديدهء واقع بينانه اى بنگريم . .