تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٠ - ضربه هاى روانى گاهى مانند صخرهء بزرگى است كه روى منبع آب روح انسانى مى افتد و چشمه سار درون را مى خشكاند گاهى هم صخرهاى را كه روى منبع آب روح انسانى قرار گرفته است مى شكافد و چشمه سار درون انسانى را به جريان مى اندازد
١ - تنها به تماشاى دست و پا زدن مجنى عليه ( كشته شده ) قناعت خواهد ورزيد .
٢ - با عينك نفرتى كه از آن مجنى عليه داشته است به او نگريسته تشفى و تسليت خاطر پيدا خواهد كرد ، بلكه اين شخص اصلا براى تماشا و لذت بردن از اين منظرهء شكنجه آميز راه ها پيموده است .
٣ - كارشناس جنايى است كه فورا خود را به محل قتل رسانيده و از نظر كار و حرفهء خود واحدهاى آن منظره را تماشا و يادداشت مى كند .
٤ - خود جنايت كار نفس زنان ايستاده به پيروزى خود آفرين مى گويد ، يا وجدانش با تماشاى آن منظرهء رقت بار بيدار شده پيش از آن كه به كيفر رسمى و بيرونى برسد در حال چشيدن طعم بسيار تلخ كيفر درونى ، مجنى عليه را مى نگرد .
٥ - روان شناسى در آن جا ايستاده و به انديشهء عميق فرو رفته است و در صدد پيدا كردن و كشف كردن مجهولاتى است كه در مرزهاى زندگى و مرگ او را به خود جلب كرده است .
٦ - كسى كه در مغازه يا خانهء او اين جنايت اتفاق افتاده است ، بدون اين كه تلخى جان كندن مجنى عليه او را در شكنجه و درد روانى غوطه ور بسازد به فكر وضع خويش است كه اگر مقامات داد رسى پاى مرا هم در اين جنايت به ميان بكشند چه كنم ؟ و چگونه دفاع كنم ؟ ٧ - همسرش در مقابل اين منظره در يك تلاطم شگفت انگيز روحى به سر مى برد كه از سنخ هيچ يك از تماشاها و تأثرات و انديشه هاى فوق نيست . اين شوهر من است كه شعلهء زندگانىاش كانون خانوادگى ما را روشن ساخته بود ، به من گفته بود كه : چند ماه ديگر از خانهء كرايه اى راحت مى شويم ، زيرا ، خانه اى خريدهايم ، گفته بود : براى سعادت فرزندانم از هيچ گونه كوشش مضايقه نخواهم كرد ، در آن هنگام كه او را ناراحت مى كردم چه برد بارى راد مردانه اى به من نشان مى داد همين ديشب بود كه انگشترى نامزدى را تماشا مى كرديم و در دريايى از لذت غوطه ور بوديم و . . .