تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - خدا ما فوق اين پاكىها و ناپاكى است كه تصور مى كنيم
كه او مى گويد :
((١٧٥٣)) هر كسى را سيرتى بنهاده ايم هر كسى را اصطلاحى داده ايم
اين بيت هر كسى را در هر حال و موقعيتى كه قرار گرفته است تثبيت شده فرض مى كند ، يعنى هر كسى سيرتى دارد و اصطلاحى و مى تواند در همان سيرت و اصطلاح خود پايدار بماند ، زيرا ، اگر همين بيت را با سه بيت مجموعاً در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه مقصود اين است كه : هر موقعيتى و وضعى كه در حركت به سوى خدا براى بندگان پيش مى آيد و توانايى پيشتر رفتن را ندارد ، معرفتى مناسب همان موقعيت مطلوب است ، اگر چه با پيدا كردن كوچكترين توانايى بايستى گام از آن معرفت ابتدايى فراتر بنهند .
((١٧٥٥)) ما برى از پاك و ناپاكى همه از گران جانى و چالاكى همه
خدا ما فوق اين پاكىها و ناپاكى است كه تصور مى كنيم درست است كه ما بايستى خدا را از هر نقص پاك بدانيم و از هر گونه عجز و نادانى منزه بشماريم ، اما بايستى اين مطلب را هم در خاطر داشته باشيم كه اين تسبيح و تقديس ما نه در موجوديت او اثرى مى كند ( زيرا ما نيستيم كه او را پاكيزه و منزه از عيوب و نقايص مى كنيم ) و نه اين تسبيح و تقديس ما شايستهء آن مقام شامخ است . چنان كه با گفتن ما كه خداوند عالم است ، خدا عالم نمى شود و همچنين اين علم را كه ما به خدا نسبت مى دهيم شايستهء علم آن مقام عالى نمى باشد .
بنا بر اين تسبيح ساده لوحان عامى مانند آن چوپان درست مانند تسبيح و تقديس با عظمتترين شخصيت الهى است ، در اين كه هيچ گونه اثرى در خدا ايجاد نمى كند و در اين كه هيچ يك از آن دو نوع تسبيح شايستهء مقام الهى