تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - عتاب كردن حق تعالى با موسى عليه السلام از بهر شبان
عتاب كردن حق تعالى با موسى عليه السلام از بهر شبان
((١٧٥٠)) وحى آمد سوى موسى از خدا بندهء ما را ز ما كردى جدا
((١٧٥١)) تو براى وصل كردن آمدى نى براى فصل كردن آمدى
((١٧٥٢)) تا توانى پا منه اندر فراق ابغض الاشياء عندى الطلاق
((١٧٥٣)) هر كسى را سيرتى بنهاده ايم هر كسى را اصطلاحى داده ايم
((١٧٥٤)) در حق او مدح و در حق تو ذم در حق او شهد و در حق تو سم در حق او نور و در حق تو نار در حق او ورد و در حق تو خار در حق او نيك و در حق تو بد در حق او قرب و در حق تو رد
((١٧٥٥)) ما برى از پاك و ناپاكى همه از گران جانى و چالاكى همه
((١٧٥٦)) من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم
((١٧٥٧)) هنديان را اصطلاح هند مدح سنديان را اصطلاح سند مدح
((١٧٥٨)) من نگردم پاك از تسبيحشان پاك هم ايشان شوند و در فشان
((١٧٥٩)) ما برون را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را
((١٧٦٠)) ناظر قلبيم اگر خاشع بود گر چه گفت لفظ ناخاضع بود
((١٧٦١)) ز آن كه دل جوهر بود گفتن عرض پس طفيل آمد عرض جوهر غرض
((١٧٦٢)) چند از اين الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
((١٧٦٣)) آتشى از عشق در جان بر فروز سربه سر فكر و عبادت را بسوز
((١٧٦٤)) موسيا آداب دانان ديگرند سوخته جان و روانان ديگرند
((١٧٦٥)) عاشقان را هر نفس سوزيدنيست برده ويران خراج و عشر نيست
((١٧٦٦)) گر خطا گويد و را خاطى مگو گر شود پر خون شهيدان را مشو
((١٧٦٧)) خون شهيدان را از آب اولىتر است اين خطا از صد صواب اولىتر است
((١٧٦٨)) در درون كعبه رسم قبله نيست چه غم ار غواص را پا چيله نيست