تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - آيه
كه با اوهام و خيالات خود در دقيقترين معانيش [ به عنوان خدا ] تميز داده و تصور كنيد ، آن چيز آفريده و ساخته شدهء شما است و به خود شما بر مى گردد .
خداوند متعال بخشايندهء حيات و مقدر كنندهء مرگ است و شايد مورچه هاى ناتوان چنين توهم مى كنند كه خدا هم مانند آنها دو شاخ كوچك دارد ، زيرا ، آنها گمان مى كنند كه نداشتن شاخ براى كسى كه شاخ ندارد نقصى است ) .
در اين روايت مطلب بسيار جالبى كه وجود دارد اين است كه هر جاندارى آن چه را كه دارا است و در زندگانى او دخالت دارد كمال يا ضرورت مطلق مى بيند و فقدان آن را نقص و كاهش خيال مى كند .
به همين جهت اگر موجودى را به عنوان آفرينندهء خويش توجه كند بدون ترديد دو شاخ ظريف را هم به او نسبت خواهد داد و اين يك قانون كلى است ، به طورى كه حتى بعضى از كسانى كه داراى قدرت انديشه هستند و معلوماتى را فرا گرفتهاند مزاياى درونى خود را از قبيل خيال و انديشه و تعقل و علم بدون تصرف به خدا نسبت مى دهد مثلًا مى گويند : خدا با خود انديشيد و به اين نتيجه رسيد يا از اين مردمى كه خدا آفريده است چيزى دستگيرش نخواهد شد چنان كه در اول كتاب عهد عتيق ( تورات ) هم ديده مى شود :
« ١ - آفرينش آسمانها و زمين و همه لشكريانش تكميل شد .
٢ - و در روز هفتم از كارى كه كرد فارغ گشت و در روز هفتم از كارى كه كرده بود به استراحت پرداخت .
٣ - روز هفتم را مبارك و مقدس گردانيد ، زيرا ، در آن روز از همه كارهايى كه از نظر آفرينندگى كرد فارغ شده به استراحت پرداخت . » [١] [ انسان در اين جملات خداوند را مانند خود تصور كرده است كه كار مى كند ، خسته مى گردد و به استراحت مى پردازد .
جملات ذيل تقريباً صريحتر و روشنتر در مقصود ما است ] :
[١] تورات ، سفر تكوين ، جملات ١ و ٢ و ٣ كه چاپ بيروت سال ١٨٧٢ . .