تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - آيه
مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد در ذهن مانى گر فتد او صورت مانى كشد ادراك هر جنبده نقش خويش را داراستى
داستانى به اين خصوصيات كه جلال الدين در اين ابيات آورده است ديده نمى شود ، اما داستانهايى كه توجه نارساى افراد را به خداوند و پذيرفته شدن همان توجه نارسا را در بر دارد فراوان است ، شايد جلال الدين واحدهاى اساسى اين تابلوى بسيار عالى را از آن قصه ها گرفته باشد و به هر حال اصل قضيه در اشكال گوناگون نه تنها در گذشته ، بلكه همين امروز هم قابل مشاهده است .
زيبايى اين تابلو را كه مغز فعال و احساس عالى جلال الدين به وجود آورده است فوق العاده جالب و گيرنده مى باشد ، به اضافهء اين كه در ضمن داستان مطابق روش هميشگىاش مطالب عالى زيادى را با بيانات شيوا آورده است .
يكى از همان مطالب كه شايد اساس تابلوى موسى و شبان را تشكيل داده است ، همين مسئلهء درك و سازندگىهاى ذهن انسانى است كه در بارهء تمام حقايق غير محسوس مخصوصاً حقيقت خداوند جلت عظمته مى باشد . ما قبلًا در داستان « پير چنگى » هم با چنين مطلبى آشنايى پيدا كردهايم .
پيش از توضيح فلسفى و روانى اين مطلب روايت معروفى را كه محدثين نقل كردهاند ياد آور مى شويم :
« عن الباقر محمد بن على زين العابدين صلوات الله عليهما : كل ما ميزتموه باوهامكم فى ادق معانيه فهو مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم و البارى تعالى واهب الحياة مقدر الموت و لعل النمل الصغار تتوهم ان لله زبانيتين كما لها ، فانها تتصور ان عدمهما نقصان لمن لا تكونان له . » [١] ( از حضرت باقر محمد بن على زين العابدين عليه السلام وارد شده است : هر چيزى را
[١] جامع الاسرار و منبع الانوار ، شيخ سيد حيدر آملى ص ٤٢ . .