تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٦ - شناسايى خدا به عنوان شناسايى يك حقيقت مثبت
و او بايستى عالم باشد .
بسيار خوب علم خداوندى يعنى چه ؟ آن مفهوم از علم را كه ما در افراد نوع خويش سراغ داريم ، محدوديت و مسبوق بودن به نادانى را از آن منها مى كنيم و در حد كمال نهايى كه علم بىنهايت است به خدا نسبت مى دهيم و مى گوييم : خداوند داناى مطلق .
ممكن است گفته شود : بنا بر اين خدا شناسى ما اگر چه با مفاهيم مثبت امكان پذير است ، ولى منشأ اين مفاهيم امورى است كه در خود ما وجود دارد و اين امور چگونه مى تواند معرف خدا بوده باشد ؟ مى گوييم : صحيح است ، اگر ما همين علم و نيرو و عدالت و اختيار را كه در خود مى بينيم بزرگتر كرده به خدا نسبت مى داديم ، اعتراض مزبور كاملًا با مورد بود ، اما ما اين كار را نمى كنيم ، بلكه مواد خام مفاهيم مزبوره را از انسان و جهان مى گيريم سپس با مراجعه به دلايل عقلى و دريافتهاى وجدانى حقيقت محدود را بىنهايت و معروض كون و فساد را ما فوق كون و فساد مى بينيم .
به عنوان مثال شما چند تابلو يا منظره يا ساختمان زيبا را مى بينيد ، اين تابلوها و منظره و ساختمانها موجودات محدود و داراى زيبايىهاى معينى هستند ، ولى شما از مشاهده و دقت در اشكال زيباى همين موضوعات محدود مفهوم كلى از زيبايى را در درون خود احساس مى كنيد كه از حيث گسترش و عمق و عظمت با آن اشكال محدود قابل مقايسه نمى باشد ، حتى گاهى در ايجاد هنرهاى زيبا موضوعى را ابتكار مى كنيد كه با نظر به محدوديت زيبايىهايى كه شما ديده بوديد و مواد خام را از آنها برداشته بوديد ، غير قابل تطبيق مى باشد .
زيبايىهايى كه ميكل آنژ ايجاد كرده است قابل تطبيق به آن واحدهاى خام كه از زيبايى گرفته است نمى باشد .
سمفونىهاى بتهوون براى اولين بار در درون او به حركت افتاده است ، با اين كه مواد خام صداها و آهنگهاى موزون او را وادار به ساختن آن سمفونىها نموده است .