تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ٥ - گريهء شوق و شادى
است و گروه ديگرى در مقابل آن مى گويد : نه ، هرگز ، بلكه اندوه بهتر و با عظمتتر از شادى است .
اما من از روى حقيقت به شما مى گويم : شادى و اندوه از يكديگر تفكيك نمى شوند با هم مى آيند و با هم مى روند ، اگر يكى از آن دو در سر سفرهء شما تنها بنشيند فراموش نكنيد كه رفيقش روى تخت خواب شما خوابيده است . آرى شما در حقيقت مانند دو كفهء ترازو ميان شادى و اندوه قرار گرفتهايد و شما در ميان آن دو در حركت دايمى هستيد ، حركت و تقلاى شما هرگز متوقف نخواهد گشت ، مگر اين كه در درون خود آرامشى ايجاد كنيد .
در آن هنگام كه امين خزانه هاى زندگانى مى خواهد شما را برداشته و طلا و نقرهء شما را بسنجد ، كفهء شادى شما بر اندوه و كفهء اندوه شما بر شادى ترجيحى نخواهد داشت . » [١] بياييد شادىها و اندوهايى را در درون خود به وجود بياوريم و خنده و گريه اى را سر دهيم كه مانند كفهاى چشمگير و گرد و غبار تيره كنندهء جويبار روح نباشد ، دل به اين شادىها و خنده ها نسپاريم و دل را در مقابل اين گريه ها و اندوه ها نبازيم جريان جويبار زلال روح منبع و مقصد و مجراى خود را از ( من ملكوتى ) در مى يابد اين ( من ) را گريه ها و خنده هاى معمولى ما پوشيده مى دارد و به قول جلال الدين :
دل كه او بستهء غم و خنديدن است تو مگو كه لايق آن ديدن است آن كه او بستهء غم و خنده بود او بدين دو عاريت زنده بود
نه با آن زندگانى حقيقى كه شعاعى از ( من ملكوتى ) كه خود شعاعى از نور خداوندى است .
٥ - گريهء شوق و شادى - وجود اين گريه فراوان ديده مى شود كه ناشى از رقت قلبى است كه غالباً پس از دوره اى از ياس و نوميدى در بارهء موضوعى نمودار
[١] النَّبىّ ( پيامبر ) ، جبران خليل جبران كه شادى و اندوه . .