تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - مسئله يكم خنده در زمينهاى ايجاد مى شود كه ارتباطى با انسان داشته باشد
و موجودات انسانى و جهانى را تحت مراقبت و دقت قرار بدهد ، به طورى كه تمام علل و نتايج آن پديده ها و موجودات براى ما روشن شود تعجب و رو در رو قرار گرفتن با خلاف اصول بر طرف خواهد گشت و با بر طرف شدن آن دو ، حالت خنده اى كه معلول آنها است بوجود نخواهد آمد .
بعيد نيست مقصود برگسون از تركيب اجتماع از عقول خالص يك معناى معمولى بوده باشد ، يعنى مى خواهد بگويد : اجتماعى كه از عقلاى معمولى تركيب يافته باشد و مسلم است كه عقلاى معمولى تمام رويدادهاى جهان و انسان را با تعقل همه جانبه درك نمى كنند ، بلكه ادراكات عقلانىشان از ساير دريافتها فراوانتر مى باشد .
همچنين آن جمله كه مى گويد : « گريه نخواهد كرد » بايستى مورد تفسير قرار بگيرد ، زيرا در اين دنيا با هر عينكى هم كه بنگريم و با هر اصل و قانونى كه رويدادها را تفسير و تحليل نماييم ، باز با ناملايماتى روبرو خواهيم گشت كه اگر هم قطرات اشك در چشمان ما بروز نكند ، حالت تأسف و شكنجه را احساس خواهيم كرد . نظير همين مطلب را خود برگسون در جملات بعدى چنين مى گويد :
« لحظه اى در تمام گفتارها و كردارهاى مردم دقت كنيد و با اشخاص خيالى به خيال بپردازيد و با آنان كه آگاهى دارند به آگاهى بپردازيد و تمام عواطف و احساساتتان را به كار بيندازيد ، خواهيد ديد كوچكترين حادثه داراى وزن و رنگ خشن است . سپس عينكتان را عوض كنيد و بىپروا و بدون توجه به امور تماشا كنيد و زندگانى را از نظر كسانى بنگريد كه جايگاه تفرج لذت بار است ، همه ناراحتىها [ و تعجبهاى شما ] بر طرف شده جاى خود را به تفريح و لذت خواهد داد . » [١] اين كه گفتيم : « اگر تعقل مقدارى از اصول و قوانين را براى ما تثبيت نكرده بود ما نمى توانستيم در موقع بروز گروهى از حوادث بخنديم . » مقصود از تعقل
[١] همان مأخذ .