تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - نقش اساسى اعتقاد و انكار در تبديل واقعيتها
نمود و آن اصل اعتقاد است . براى توضيح اصل مى گوييم :
توجه انسان به پيشگاه ربوبى اقسام گوناگونى دارد :
١ - از روى تن پرورى و عدم تحمل زحمات وسايل طبيعى و به دست آوردن آن . در حقيقت اين گونه اشخاص خدا را نمى شناسند تا به سوى پيشگاه خدا رهسپار شوند ، زيرا ، كسى كه مشيت قانونى خدا را كه مى گويد : براى هر چيزى قانونى است و براى هر معلول علتى ، ناديده گيرد و همين كه به درد سر مبتلا شد زود دست دعا به آسمان بلند مى كند ، اين شخص نه تنها دعا نمى كند ، بلكه در حال مبارزه با خدا است .
٢ - كسانى هستند كه دعا مانند يك عادت روانى براى آنها محرك واقع مى شود ، بجاى آن كه موقعيت خود را بسنجند و از سببيت اسبابى كه خدا در طبيعت نهاده است بهره بردارى كند ، دست به دعا بلند مى كند ، مانند اين كه وقتى عصبانى شد سيگار مى كشد . مسلم است كه اين اعتياد هم نمى تواند انسان را با پيشگاه خدا در تماس بگذارد .
٣ - انقطاع از وسايل باعث مى شود كه توجه به خدا را هم به عنوان يك وسيله كه در شمارهء آخر ليست وسايل ثبت كرده است در نظر بگيرد . خوب حالا كه ما همهء كارها را براى بر طرف كردن اين مشكل يا درمان اين درد انجام دادهايم ، به خدا هم روى مى آوريم ، اگر نفعى نداشته باشد ضررى ندارد ، اين شخص هم با خدا آشنايى ندارد و خود دوستى او چيزهاى زيادى را به او نشان داده است كه ناچيزترين آنها توجه به خدا است ٤ - انقطاع از وسايل براى شخصى روى مى دهد ، ولى با يك حالت يأس روى به خدا مى آورد ، باشد كه از اين بارگاه به نوايى برسد . اين هم يك حالت منفى روانى است كه نمى تواند كارى را صورت بدهد .
٥ - گروهى از مردم همچنان كه وسايل طبيعى را به معرض آزمايش در مى آورند و به نتيجه هايى مى رسند ، توجه به خدا را هم مورد آزمايش قرار مى دهند : خوب ،