تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - آيا با پيش رفت زمان فعاليت عقلانى رو به كاهش و فعاليت حسى رو به افزايش مى رود ؟
منطق دانان حرفه اى كه در همهء دورانها فراوان پيدا مى شوند ، همهء اكتشافات را انجام مى دادند ، در صورتى كه تاريخ علم نه تنها از قهرمانان علم منطق قديم يا جديد اكتشافى نشان نمى دهد ، بلكه حتى از اغلب آن انديشمندان بزرگ كه خود در منطق اكتشافاتى دارند ، ابتكار و كشف مجهول در عرصهء طبيعت را هم سراغ نداريم و اگر فرض كنيم يك منطق دان ابتكارى در شناسايى طبيعت به دست آورده است ، نه از آن جهت بوده است كه منطق دان خوبى بوده است ، بلكه مربوط به نبوغ او يعنى آن راز مبهم است كه در غير منطق دانهاى حرفه اى به فراوانى وجود داشته و نيز اگر يك منطق دان در قلمرو خود منطق اكتشافى داشته باشد ناشى از آن نيست كه او قواعد و اصول منطق را بهتر از ديگران مى داند ، بلكه مربوط به نبوغ فكرى او خواهد بود .
دليل اين مطلب اين است كه آن چه را كه منطق به دست مى دهد عبارت است از بهره بردارى و تنظيم واحدهاى روشن و تثبيت شده در صورت قضايا و كليات . بديهى است كه همين قضايا و كليات و روابط منطقى در مغز گروه فراوانى از مردم وجود دارد ، ولى اكتشاف يك مجهول عبارت است از در آوردن يك حقيقت از پشت پردهء واحدهاى روشن و تثبيت شده ، البته ما منكر نيستيم كه هر مكتشفى در آن قلمرو مى تواند مجهولى را روشن كند كه فعاليت مغزىاش در آن قلمرو متمركز شده است و حواس برونى و درونى او در همان قلمرو استخدام شدهاند ، ولى آن مرزى كه جهش از واحدهاى روشن به واحد تاريك و در آوردن آن واحد تاريك در شمارهء واحدهاى روشن انجام مى گيرد به هيچ وجه به حس و منطق مأخوذ از حس مربوط نمى باشد .
آيا با پيش رفت زمان فعاليت عقلانى رو به كاهش و فعاليت حسى رو به افزايش مى رود ؟
اگر مسئله از اين قرار بود كه افراد انسانى با پيش رفت در جهان بينى انحصار شناسايى را به طريق حواس مى پذيرفت ، مى بايست امروزه از فعاليت عقلانى و درونبينى