تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - ١ - ١٧١ علم به جزييات ، همه متفقاند كه وسيله اش حس است ١٨٧
و آن چه مسلم است و اين موهومات را صورت مى دهد حس است و تداعى معانى .
از اين تحقيقات نبايد نتيجه گرفت كه فلسفهء استوارت ميل مادى است ، يعنى جز ماده حقيقتى نيست و بلكه امر معكوس است ، زيرا - او بغير از ادراك و وجدان به حقيقتى قايل نيست و اگر درست بشكافيم حقيقت را منحصر به اعمال و حيات روح مى داند . در حال بنياد عقايد استوارت ميل در روان شناسى اين است كه علم فقط نتيجهء حس و قوهء تداعى معانى است و تحقيقات او در منطق نيز بر همين بنياد گذاشته شده است . » [١] پيش از آن كه مطالبى را در باره مكتب روش عقلى بيان كنيم لازم مى دانيم كه مكتب حسى را به آن شكل كه در نظريات جان استوارت ميل است مورد دقت و تامل بيشترى قرار بدهيم . براى اين منظور چند مسئلهء اساسى را بايستى مطرح بسازيم .
١ - « علم به جزييات ، همه متفقاند كه وسيله اش حس است . » آيا اين مطلب صحيح است ؟ اگر مقصود از حس همين اعضاى مخصوص حواس باشد كه كارى جز تحويل گرفتن مواد خام پديده ها را ندارد ، اين مطلب كه استوارت ميل به عنوان يك اصل تلقى به قبول كرده است مورد ترديد قرار خواهد گرفت ؟ زيرا - با قطع نظر از ذهن و سازندگى آن و به اصطلاح خود استوارت ميل بدون جمع و تركيب ذهن حواس به تنهايى نمى تواند علم ايجاد كند ، زيرا - به قول امانوئل كانت : اين مطلب شبيه به اين است كه من يك كتابخانهء منظمى دارم كه در آن كتابخانه هر صنف از كتابها به حسب موضوع با شماره هاى معين قفسه اى را اشغال كرده است .
مثلًا كتابهاى ادبى با شماره هاى مرتب در يك قفسه ، كتابهاى حقوقى همچنين كتابهاى فلسفى همچنين . . . . سپس به اضافهء شماره هاى خصوصى كتابها به حسب صنف ، يك شمارهء عمومى هم براى مجموع كتابها تنظيم كردهام ، اگر در اين فرض يك كتاب از پنجره به اين
[١] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٣٨ . .