تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
اگر هدف و مقصود تاريخ بشريت و ملتها باشد ، در اين صورت نخستين سؤالى كه بدون جواب گويى به آن تمام حوادث ديگر نامفهوم خواهد ماند چنين خواهد بود : چه نيرويى ملتها را به حركت مى آورد ؟ تاريخ جديد در جواب اين سؤال با دقت و احتياط حكايت مى كند كه ناپلئون بسيار نابغه بود ، يا لوئى چهاردهم بسيار متكبر بود يا فلان نويسندگان فلان كتابها را نوشتهاند .
تمام اين مسائل بسيار محتمل است و بشريت نيز حاضر است با آن موافقت نمايد ، اما سؤال بشريت در اين باره نيست . اگر ما معتقد باشيم كه قدرت الهى باتكاء خويش همواره ملتهاى خود را به وسيلهء ناپلئونها و لوئىها و نويسندگان بىكسان هدايت مى نمايد ، تمام مسائل ممكن است صحيح و جالب توجه باشد ، اما ما اين قدرت را قبول نداريم و به اين جهت قبل از آن كه ناپلئونها و لوئىها و نويسندگان سخن بگوييم بايد ارتباط موجود ميان اين اشخاص و حركت ملتها را نشان بدهيم .
اگر به جاى قدرت الهى نيروى ديگرى پديد آمده و سبب اين اعمال زشت شده است بايد توضيح داد كه نيروى جديد از چه تشكيل مى شود ، زيرا - مخصوصاً شناختن همين نيرو است كه تاريخ را جالب و جاذب مى سازد .
تاريخ ظاهراً تصور مى كند كه اين نيرو معروف و مشهور همگان است و همه كس آن را مسلم و بديهى داند ، اما با تمام اشتياقى كه تاريخ نويسان در قبول اين نيروى جديد به عنوان معلوم نشان مى دهند ، هر كس آثار تاريخى بسيارى را مطالعه كند بىاختيار ترديد خواهد كرد كه اين نيرو كه در استنباط آن ميان مورخين اختلاف فاحش وجود دارد ، بر همگان كاملًا معلوم نيست . » [١] » اما صرف نظر از ارزش و شايستگى معنوى اين نوع تواريخ ( شايد براى برخى اشخاص و براى مقاصد خاصى وجود آنها ضرورى باشد ) تواريخ فرهنگى كه رفته رفته تمام تواريخ جهانى به آن منتهى مى شود از اين نظر ممتاز و جالب توجه
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٤٠ . .