تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
(١)
مناجات
١ ص
(٢)
مقدمه سوم - آن عرفان كه در « من طبيعى » شكوفان مى شود ، عرفان منفى است
٩ ص
(٣)
جلال الدين مولوى و لئون تولستوى
١٤ ص
(٤)
منتخباتى از كتاب اعتراف - تولستوى
١٧ ص
(٥)
منتخباتى از كتاب فلسفهء زندگى « تولستوى »
٣٥ ص
(٦)
منتخباتى از كتاب رستاخيز « تولستوى »
٤١ ص
(٧)
منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى
٥٣ ص
(٨)
منتخباتى از كتاب ( كودكى ، نوباوگى ، جوانى ) تأليف تولستوى
٥٩ ص
(٩)
منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
٦٠ ص
(١٠)
منتخباتى از كتاب ( چه بايد كرد ؟ ) تولستوى
١٣١ ص
(١١)
ظاهر شدن فضل و زيركى لقمان پيش امتحان كنندگان
١٤٥ ص
(١٢)
آيه
١٤٨ ص
(١٣)
روايت
١٥٠ ص
(١٤)
آن روشنايى را كه چشم تو را خيره بسازد و بينايى تو را بربايد رها كن و نور ابدين را در جهان خود بيفروز
١٥١ ص
(١٥)
آيا ممكن است عقل تبديل به نفس شود ؟
١٥٤ ص
(١٦)
گمان نكنيد كه وقتى عقل به نفس تبديل شد براى هميشه در حالت نفس پايدار خواهد ماند
١٥٦ ص
(١٧)
تضادهاى درونى دو بال براى پرواز در فضاى حيات
١٥٧ ص
(١٨)
تفسير ابيات
١٥٨ ص
(١٩)
تتمهء قصه حاسدان بر غلام خاص سلطان و حقيقت آن
١٦٣ ص
(٢٠)
با دست خويش كارگاه بختتان را نشكنيد
١٦٨ ص
(٢١)
حيله گرى را رها كن ، زيرا - حيله هاى بزرگترى در كمين تو است
١٦٩ ص
(٢٢)
تو كه از وضع روانى خود اطلاعى ندارى ، چگونه مى توانى رضا و غضب شخصيتهاى ما فوق را درك كنى ؟
١٧١ ص
(٢٣)
تفسير ابيات
١٧٣ ص
(٢٤)
عكس تعظيم پيغام سليمان در دل بلقيس از صورت هدهد
١٧٧ ص
(٢٥)
آيه
١٧٨ ص
(٢٦)
اگر بخواهيد حس ظاهرى را وسيلهء درك و به دست آوردن آرمانهاى خود قرار بدهيد ، كفى را خواهيد ديد نه دريا را ، امروز را خواهيد ديد نه فردا را - مكتب حسى و مكتب عقلى
١٨٠ ص
(٢٧)
مكتب حسى چه مى گويد ؟
١٨١ ص
(٢٨)
1 - « علم به جزييات ، همه متفقاند كه وسيله اش حس است »
١٨٣ ص
(٢٩)
آيا با پيش رفت زمان فعاليت عقلانى رو به كاهش و فعاليت حسى رو به افزايش مى رود ؟
١٨٦ ص
(٣٠)
2 - « آن چه را ادراك كليات مى گويند ، نيست مگر جمع و تركيب معلومات جزيى كه به حس و وهم براى ذهن حاصل مى شود »
١٨٨ ص
(٣١)
3 - « پس در واقع تعقل جز جمع معانى چيزى نيست »
١٨٩ ص
(٣٢)
4 - به عقيدهء استوارت ميل دو امر كه بنياد علم انسان و بلكه بنياد وجود است و بر حسب ظاهر از آن مسلم تر چيزى نيست ، شبهه و فريبى است كه براى انسان از تداعى معانى دست مى دهد
١٩٠ ص
(٣٣)
5 - « ادراك اشياء خارجى هم نتيجهء تداعى معانى يعنى جمع و تركيب احساسات است »
١٩٤ ص
(٣٤)
مكتب عقلى چه مى گويد ؟
١٩٥ ص
(٣٥)
مسئلهء اول
١٩٩ ص
(٣٦)
مسئلهء دوم
٢٠٠ ص
(٣٧)
به كار بردن علت اولى در بارهء خدا غلط است
٢٠٢ ص
(٣٨)
هر حقيقتى كه مكشوف مى شود در تعريفات و قوانين تثبيت شده تغييراتى را وارد مى سازد
٢١٠ ص
(٣٩)
خداوند علت اولى نيست
٢١٢ ص
(٤٠)
كار خدا بىعلت است چه معنا دارد ؟
٢١٣ ص
(٤١)
تفسير ابيات
٢٢٠ ص
(٤٢)
انكار فلسفى در آيهء ان اصبح ماؤكم غورا
٢٢٤ ص
(٤٣)
آيه
٢٢٨ ص
(٤٤)
روايت
٢٣٠ ص
(٤٥)
هنگامى كه نظم روى پردهء طبيعت از طرف خداوند از هم گسيخت بر گشت نظم اولى با وسايل عادى امكان ناپذير است
٢٣٢ ص
(٤٦)
گناهى مرتكب نشويم كه توفيق توبه را از ما سلب كند
٢٣٣ ص
(٤٧)
نقش اساسى اعتقاد و انكار در تبديل واقعيتها
٢٣٤ ص
(٤٨)
مقوقس كه بوده است ؟
٢٣٩ ص
(٤٩)
توبه را پشتيبان گناه خود قرار ندهيد
٢٤٢ ص
(٥٠)
مسئله يكم خنده در زمينهاى ايجاد مى شود كه ارتباطى با انسان داشته باشد
٢٤٧ ص
(٥١)
مسئلهء چهارم آيا انسانهايى كه داراى روان انفعالى هستند و در مقابل تمام رويدادهاى هستى تارهاى قلب آنان مرتعش مى گردد مى توانند بخندند ؟
٢٥٠ ص
(٥٢)
مسئلهء پنجم خنده هاى طبيعى غالباً در بارهء آن حركات و پديده انسانى است كه مخالف مقتضاى شخصيت بروز مى كند
٢٥١ ص
(٥٣)
مسئلهء ششم حركات و پديده هايى كه موجب خنده مى گردند ، اغلب بدان جهت است كه شخص عامل خنده با آن حركات و پديده ها جنبهء آلى پيدا كرده قيافهء ماشينى به خود مى گيرد
٢٥٢ ص
(٥٤)
مسئلهء هفتم اقسام خنده هاى گوناگون
٢٥٣ ص
(٥٥)
مسئلهء هشتم خنده از نظر ارزش آن
٢٥٦ ص
(٥٦)
مسئلهء نهم صورتهاى خندان در روز رستاخيز
٢٥٩ ص
(٥٧)
مسئلهء دهم نسبيت خنده با نظر به رشد روحى و عينكى كه انسان براى تماشاى انسان و حوادث به ديده گانش زده است
٢٦٠ ص
(٥٨)
مسئلهء يازدهم - بحثى در تعريف گريه
٢٦٢ ص
(٥٩)
2 - گريهء جلب ترحم
٢٦٤ ص
(٦٠)
3 - گريهء ترحم
٢٦٥ ص
(٦١)
4 - گريهء غم و اندوه
٢٦٦ ص
(٦٢)
5 - گريهء شوق و شادى
٢٦٨ ص
(٦٣)
6 - گريهء تقوى و رشد روحانى
٢٦٩ ص
(٦٤)
مسئلهء دوازدهم - چگونه مى توان خنده و گريه را به صورت علت در آورد ؟
٢٧٢ ص
(٦٥)
اين همه لطافت و جمال در هندسهء كلى الهى براى كسى مطرح است كه با ايجاد كنندهء آن لطافت و جمال رابطهاى پيدا كرده است
٢٧٥ ص
(٦٦)
بيان همهء حقايق آن اندازه امكان دارد كه شمارش تمام ذره هاى جهان هستى ، مخصوصاً اگر شمارنده كسى باشد كه عشق ، همهء وسايل اندازه گيرى را از او سلب كرده باشد
٢٨٣ ص
(٦٧)
« ما لا يدرك كلمه لا يترك كله » ( آن چه كه همه اش قابل دريافت نباشد نبايد همه اش را رها كرد )
٢٨٤ ص
(٦٨)
نفى يك عده مفاهيم حقيقتى را قابل درك نمى سازد
٢٨٦ ص
(٦٩)
اگر موجودى در ميان موجودات ديگر براى شما مطرح باشد توجه به آن موجودات و نفى آنها مى تواند مقدمهاى براى شناسايى آن موجود بوده باشد
٢٩٠ ص
(٧٠)
آغاز سياحت در ( من ) پس از باز گشت از مناظر طبيعى
٢٩١ ص
(٧١)
شناسايى خدا به عنوان شناسايى يك حقيقت مثبت
٢٩٣ ص
(٧٢)
تفسير ابيات
٢٩٨ ص
(٧٣)
مناجات كردن شبان با حق تعالى در عهد موسى عليه السلام
٣٠٧ ص
(٧٤)
آيه
٣٠٨ ص
(٧٥)
علت فلسفى مقايسه كردن انسان خود را با خدا
٣١٣ ص
(٧٦)
علت روانى مقايسه كردن انسان خود را با خدا
٣١٤ ص
(٧٧)
« كمال الجود بذل الموجود » ( نهايت بخشش پيش كش كردن تمام موجودى است )
٣١٧ ص
(٧٨)
عذاب الهى و مطرود شدن از درگاه الهى رنگ و شكل محسوس و مخصوصى ندارد
٣١٩ ص
(٧٩)
بزرگترين شرط موفقيت رهبرى در نظر گرفتن شخصيت راهرو مى باشد
٣٢١ ص
(٨٠)
تفسير ابيات
٣٢٣ ص
(٨١)
عتاب كردن حق تعالى با موسى عليه السلام از بهر شبان
٣٢٧ ص
(٨٢)
جاده تكامل انسانى از ميان ضدين كشيده شده است چه معنا دارد ؟
٣٣٠ ص
(٨٣)
« الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق »
٣٣٣ ص
(٨٤)
خدا ما فوق اين پاكىها و ناپاكى است كه تصور مى كنيم
٣٣٧ ص
(٨٥)
الفاظ توانايى ابراز حالات روحى را ندارند
٣٣٨ ص
(٨٦)
گفتار به منزلهء عرض طفيلى و قلب جوهر اساسى است
٣٣٩ ص
(٨٧)
هنگامى كه عشق و سوزى وجود ندارد مراعات قواعد ادبى در جملات چه فايدهاى به حال شما دارد ؟
٣٤٠ ص
(٨٨)
آيا عشقى بورزيم كه خود را از هر قانون و ايدهاى استثناء كنيم ؟
٣٤١ ص
(٨٩)
تفسير ابيات
٣٤٣ ص
(٩٠)
وحى آمدن به موسى عليه السلام از بهر عذر آن شبان
٣٤٦ ص
(٩١)
حقايقى را هم از درون خود دريابيد
٣٥٠ ص
(٩٢)
اگر در صدد پيدا كردن رد پاى شوريدگان الهى بر آييد چون با رد پاى ديگران متفاوت است آن را پيدا خواهيد كرد
٣٥٢ ص
(٩٣)
در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد
٣٥٦ ص
(٩٤)
اى چوپان نازنين كه در جلوه گاه مشيت خداوندى اين موقعيت مخصوص را به خود گرفتهاى ، باكى به خود راه مده و بگو آن چه را كه مى خواهى
٣٥٨ ص
(٩٥)
ضربه هاى روانى گاهى مانند صخرهء بزرگى است كه روى منبع آب روح انسانى مى افتد و چشمه سار درون را مى خشكاند گاهى هم صخرهاى را كه روى منبع آب روح انسانى قرار گرفته است مى شكافد و چشمه سار درون انسانى را به جريان مى اندازد
٣٥٩ ص
(٩٦)
اثرى كه ضربه هاى روانى ايجاد مى كند چه رابطهاى با ايجاد كنندهء آن ضربه دارد ؟
٣٦٣ ص
(٩٧)
اگر پرده برداشته شود خواهيد ديد كه واقعيت بالاتر از پندارهاى شما بوده است
٣٦٥ ص
(٩٨)
پذيرش عبادات ما نه از روى استحقاق است ، بلكه وابسته به فضل و رحمت الهى است
٣٦٦ ص
(٩٩)
تفسير ابيات
٣٦٧ ص
(١٠٠)
سؤال موسى عليه السلام از حق تعالى در سر غلبهء ظالمان
٣٧٣ ص
(١٠١)
عدالت الهى از ديدگاه انسانها
٣٧٧ ص
(١٠٢)
تنوع و ارتباط اشياء با يكديگر
٣٧٨ ص
(١٠٣)
جلوه هاى نظم مختلف است
٣٧٩ ص
(١٠٤)
نظم براى جهان ( بدون خود ) همان عدالت براى جهان ( با خود ) ناميده مى شود
٣٨٠ ص
(١٠٥)
راد مردان تاريخ بشرى هر گونه تلخىها و شكنجه ها را تحمل نموده ، ولى در عدالت الهى كوچكترين ترديد نكرده اند
٣٨٩ ص
(١٠٦)
اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
٣٩٢ ص
(١٠٧)
در نقشهء الهى نقصهاى عضوى و روانى و ساير ناملايمات را چگونه مى توان تفسير و توجيه كرد ؟ و نتيجه گيرى از ميانگين قرار دارى
٤٠٠ ص
(١٠٨)
3 - بنياد زندگى به حد اقل حيات همان اهميت را مى دهد كه به حد اكثر آن
٤٠٤ ص
(١٠٩)
4 - آيا خاموش شدن شعله فروزان حيات مخصوصاً با دست نيرومندان يا عوامل طبيعت مخالف عدالت الهى است ؟
٤٠٥ ص
(١١٠)
يقين منطقى و يقين رؤيت و شهود
٤٠٨ ص
(١١١)
رابطهء سببيت براى شما است كه تنها روى پرده را مى بينيد
٤١٢ ص
(١١٢)
نسبت قانون عليت با زير بناى هستى نسبت حواس ظاهرى ما با اعماق ( من انسانى ) ما است
٤١٣ ص
(١١٣)
بياييد عقل گرانبها را از استخدام « خود طبيعى » نجات بدهيم
٤١٤ ص
(١١٤)
گنج خواهى در طلب رنجى ببر
٤١٦ ص
(١١٥)
تفسير ابيات
٤١٧ ص
(١١٦)
رنجانيدن اميرى خفتهاى را كه مار در دهانش رفته بود
٤٢٧ ص
(١١٧)
آيه
٤٢٩ ص
(١١٨)
روايت
٤٣٠ ص
(١١٩)
اگر انسان مى دانست كه در مبارزه با نفس حيوانى با چه موجود نيرومند و خطرناكى روبرو است توانايى حركت و مبارزه را از دست مى داد مگر با عنايت خداوندى
٤٣٢ ص
(١٢٠)
توضيح
٤٣٣ ص
(١٢١)
تعليم و تربيت جمع كردن چند عدد شاخه و چوب و آنها را با ميخ و سيم به يكديگر وصل كردن و يك سر آن را بخاك بردن و آن را درخت پنداشتن نيست ، تعليم و تربيت دقت كامل در هسته و شناختن و كاشتن آن در مزرعهء پر از درخت و گلهاى بىنهايت متنوع اجتماعى است كه نه تنها بتواند در ميان آن كشتگاه درخت بارورى گردد ، بلكه امكان سر سبز نگاه داشتن آن كشتگاه هم در او بوجود بيايد
٤٣٧ ص
(١٢٢)
چون تعليم و تربيت كار خدا است ، اى انسانى كه نمايندگى او را پذيرفتهاى از او استمداد كن و توفيق ثمر بخش را از او مسئلت بدار
٤٣٨ ص
(١٢٣)
بايستى تعليم و تربيت دو درجهاى باشد
٤٤٣ ص
(١٢٤)
غوغاى نسل گذشته و نسل حاضر در تعليم و تربيت
٤٤٥ ص
(١٢٥)
نقش اصول و قوانين تثبيت شدهء گذشته در تعليم و تربيت نسل حاضر
٤٥١ ص
(١٢٦)
طرق منطقى بهره بردارى از اصول تثبيت شده در تعليم و تربيت
٤٥٤ ص
(١٢٧)
دست از تعليم و تربيت بر نداريد با اين كه نمى توانيد فلسفه و نتايج آن را باز گو كنيد و توضيح بدهيد
٤٥٦ ص
(١٢٨)
و شما اى تشنگان كمال ايده آل ، از دورى و سنگلاخ بودن راه نهراسيد
٤٥٨ ص
(١٢٩)
تفسير ابيات
٤٥٩ ص
(١٣٠)
حكايت آن مرد ابله كه مغرور بود بر تملق خرس
٤٦٥ ص
(١٣١)
آيه
٤٦٨ ص
(١٣٢)
فريب سرابهاى آب نما را مخوريد كه با خيال سيراب شدن تشنگى را فراموش كنيد تشنگى واقعى خود را درك كنيد تا از همهء چشمه سارهاى تجليات حق و حقيقت حيات براى شما فوران كند
٤٦٩ ص
(١٣٣)
براى شنيدن آهنگ هستى بايستى از يك يك اجزاء هستى كنار شويم تا مجموع آهنگ را از ارتعاش مجموع اجزاء بشنويم
٤٧١ ص
(١٣٤)
احساس احتياج مقدمهء نيل به كمال است
٤٧٥ ص
(١٣٥)
رابطهء مستقيم موقعيت لازم با واحدهاى مورد احتياج
٤٧٦ ص
(١٣٦)
موقعيت لازم ابهام آميز احتياجات را ابهام آميز مى سازد
٤٧٨ ص
(١٣٧)
آيا احتياج منشا اختراع و ابتكار است ؟
٤٨٠ ص
(١٣٨)
آيا هر احتياجى مى تواند منشأ اختراعات و اكتشافات بوده باشد ؟
٤٨٢ ص
(١٣٩)
آيا احتياجات در بروز اختراعات و اكتشافات اثرى دارد ؟
٤٨٣ ص
(١٤٠)
آيا اختراعات و اكتشافات با قطع نظر از احتياج معلول نظم و قانون معينى است ؟
٤٨٤ ص
(١٤١)
نتيجهء اختراعات و اكتشافات رهبرى شده
٤٨٥ ص
(١٤٢)
اگر صدايى شنيديد كه از ما فوق ( خود طبيعى ) طنين انداز شده است بدانيد كه آن صدا از افق بالاتر يعنى از قله هاى مرتفع جان شما است
٤٨٦ ص
(١٤٣)
نسبيت عظمت و شايستگى
٤٩١ ص
(١٤٤)
گفتن نابيناى سائل كه من دو كورى دارم مرا رحم كنيد
٥٠٣ ص
(١٤٥)
صداى خونخواران جوامع بشرى هر چند كه زيبا باشد پاسخى جز « دور شو » ندارد
٥٠٦ ص
(١٤٦)
تفسير ابيات
٥٠٧ ص
(١٤٧)
تتمهء حكايت خرس و آن ابله كه به وفاى او اعتماد كرده بود
٥٠٩ ص
(١٤٨)
تفسير ابيات
٥١١ ص
(١٤٩)
گفتن موسى عليه السلام گوساله پرست را كه اين خيالانديشى تو از كجا است ؟
٥١٥ ص
(١٥٠)
آيه
٥١٦ ص
(١٥١)
خيالات و وسوسه ها از بزرگترين موانع وصول به واقعيات هستند
٥١٨ ص
(١٥٢)
تفسير ابيات
٥٢١ ص
(١٥٣)
ترك كردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهء پند آن مغرور خرس را
٥٢٤ ص
(١٥٤)
آيه
٥٢٥ ص
(١٥٥)
داستان عبد اللَّه بن ام مكتوم
٥٢٦ ص
(١٥٦)
روايت
٥٣١ ص
(١٥٧)
رهبران بايستى از اصول تثبيت شده تبعيت كنند نه اين كه خود را به دست خواسته هاى بشرى بسپارند
٥٣٢ ص
(١٥٨)
اگر فرد يا گروه يا جامعهاى كه در فساد غوطه ور است شخصى را طرد كند به اين عنوان كه هم سنخ با ما نيست بدون ترديد آن شخص يكى از راد مردان است
٥٣٥ ص
(١٥٩)
تفسير ابيات
٥٣٨ ص
(١٦٠)
تفسير ابيات
٥٤٦ ص
(١٦١)
سبب پريدن و چريدن مرغى با مرغ ديگر كه جنس او نبود
٥٤٧ ص
(١٦٢)
براى رسيدن دو موجود مخالف به قدر مشترك لازم است كه خصوصيت هر يك از آن دو حذف شود
٥٤٨ ص
(١٦٣)
تفسير ابيات
٥٥٥ ص
(١٦٤)
تتمهء قصهء آن مرد مغرور بر وفاى خرس و هلاكت او
٥٥٨ ص
(١٦٥)
آن گاه كه مى خواهيد با خودتان پيمانى ببنديد پيش از همه چيز قدرت و لجاجت نفس حيوانى و نيروى اجرايى من ايده آل تان را دقيقاً بررسى كنيد
٥٦١ ص
(١٦٦)
تفسير ابيات
٥٦٤ ص
(١٦٧)
رفتن رسول خدا به عيادت صحابى رنجور و بيان فايدهء عيادت
٥٦٦ ص
(١٦٨)
در گذرگاه حيات به بالين آنان كه از راه رفتن ناتوان شدهاند بشتابيم
٥٦٧ ص
(١٦٩)
تفسير ابيات
٥٦٩ ص
(١٧٠)
جدا كردن باغبان صوفى و فقيه و علوى را از همديگر
٥٧٥ ص
(١٧١)
توضيح
٥٧٧ ص
(١٧٢)
مجموعهاى از انسانها كه در جستجوى يك هدف متشكلند با از بين رفتن فردى يا طبقهاى از آنها مجموعهء متشكل مختل گشته راه نابودى پيش خواهد گرفت
٥٨٠ ص
(١٧٣)
سيستم متشكل انسانى هر اندازه هم كه ثبات و استقرار داشته باشد باز نمى تواند سيستم بسته باشد ، بلكه با نظر به دو قلمرو طبيعى و انسانى همواره باز و قابل انعطاف و تغيير خواهد بود
٥٨٢ ص
(١٧٤)
آيا تشكل تمام جوامع روى زمين و زيستن آنان تحت سلطهء يك دولت جهانى مى تواند مشكل انسانها را حل و فصل كند ؟
٥٨٤ ص
(١٧٥)
حسين كيست ؟ و يزيد كيست ؟
٥٨٧ ص
(١٧٦)
تفسير ابيات
٥٩١ ص
(١٧٧)
اگر كارى كه مى كنيم كالبد باشد نيت روح آن است
٦٠٣ ص
(١٧٨)
عمل بدون نيت قابل تحقق نيست
٦٠٥ ص
(١٧٩)
نيت بهتر از خود عمل است چه معنا دارد ؟
٦٠٧ ص
(١٨٠)
داستان رفتن بايزيد به كعبه
٦١٠ ص
(١٨١)
طواف به دور كعبه يعنى چه ؟
٦١١ ص
(١٨٢)
تفسير ابيات
٦١٤ ص
(١٨٣)
حكايت پير و مريد
٦١٦ ص
(١٨٤)
حوادث و موضوعاتى كه با ضرورت طبيعى هست و نيست مى شوند احتياجى به نيت ندارند ، بلكه نيت براى بايستگىها و شايستگىها است كه ما ايجاد مى كنيم
٦١٨ ص
(١٨٥)
رؤيا و خواب چيست ؟
٦١٩ ص
(١٨٦)
خواب و رؤيا از نظر منابع اسلامى
٦٣١ ص
(١٨٧)
تفسير ابيات
٦٣٥ ص
(١٨٨)
دانستن پيغمبر كه سبب رنجورى آن شخص از گستاخى بوده است در دعا
٦٣٨ ص
(١٨٩)
آيه
٦٤١ ص
(١٩٠)
اگر نفس دستور دهد كه عبادت خدا را به جاى بياور حتماً مكر تبه كارانهاى در بارهء تو به راه انداخته است
٦٤٢ ص
(١٩١)
فعاليتهاى سحر آميز و شعبده بازىهاى نفس را ناچيز نشماريم
٦٤٥ ص
(١٩٢)
اگر تعقل و وجدان و گرايش مذهبى تحت سيطرهء نفس فعاليت كنند ، حكومت و فعاليت نفس علنى و قابل درك خواهد بود
٦٤٨ ص
(١٩٣)
حكومت و فعاليتهاى مخفيانهء نفس
٦٤٩ ص
(١٩٤)
اگر مى خواهيد در تاريكى وحشتناك سقوط نكنيد هيچ دلى را نيازاريد
٦٥٢ ص
(١٩٥)
جريان طبيعى و دگرگونى كميت و كيفيت و آثار آنها مانند ساير حقايق مربوط به مشيت الهى است
٦٥٨ ص
(١٩٦)
گفتگويى با جهان طبيعت
٦٦٠ ص
(١٩٧)
تفسير ابيات
٦٦٢ ص
(١٩٨)
بر انگيختن سؤال و پاشيدن سؤالات وظيفهء عقل نظرى است
٦٧٢ ص
(١٩٩)
بعضى از تضادهاى درونى ما
٦٧٤ ص
(٢٠٠)
توضيح
٦٧٥ ص
(٢٠١)
تفسير ابيات
٦٧٦ ص
(٢٠٢)
به حيلت در سخن آوردن سائل شيخ بهلول را كه خود را ديوانه نمود
٦٧٧ ص
(٢٠٣)
بر كنار شدن از مقررات مرسوم كه در انسان قيافهء ديوانگان ايجاد مى كند ، اقسام گوناگونى دارد
٦٧٨ ص
(٢٠٤)
تفسير ابيات
٦٧٩ ص
(٢٠٥)
حمله بردن سگ بر كور گدا
٦٨١ ص
(٢٠٦)
آيه
٦٨٢ ص
(٢٠٧)
به نيرومندان مظلوم كش بگوييد دست از ناتوانان برداريد براى زورآزمايى ميدانهاى فراوانى وجود دارد كه شما را از بيمارى مظلوم كشى نجات داده و قهرمانتان خواهد ساخت
٦٨٣ ص
(٢٠٨)
2 - قدرت اكتسابى
٦٨٧ ص
(٢٠٩)
3 - قدرت قرار دادى
٦٨٨ ص
(٢١٠)
4 - قدرت تصنعى
٦٨٩ ص
(٢١١)
تعليم و تربيت صحيح مى تواند افراد را به رهبران واقعى هدايت كند
٦٩٠ ص
(٢١٢)
آيا جاى شرمسارى نيست كه موجودات جامد رو به خدا باشند و انسانها از خدا روىگردان ؟
٦٩١ ص
(٢١٣)
يك استدلال روشن براى اثبات شعور و توجه موجودات به خداوند
٦٩٣ ص
(٢١٤)
تفسير ابيات
٦٩٤ ص
(٢١٥)
دوم بار به سخن آوردن سايل آن بزرگ را تا حال او معلوم كند
٧٠١ ص
(٢١٦)
آيه
٧٠٣ ص
(٢١٧)
بهلول ديوانه نما كيست ؟
٧٠٧ ص
(٢١٨)
مادامى كه اثر يك موجود يا يك شخصيت در مقابل ديده گان قرار بگيرد توجه به آن موجود يا شخصيت امرى است طبيعى
٧٠٩ ص
(٢١٩)
قضاوت و شرايط آن به طور اجمال
٧١١ ص
(٢٢٠)
براى رسيدن به اغراض نفسانى دانش را به عنوان قيمت نپردازيد
٧١٥ ص
(٢٢١)
اين دانش تقليدى و تعليمى حرفهاى از بىميلى خريداران احساس سقوط نموده و فغانش بلند مى شود
٧١٧ ص
(٢٢٢)
اگر در كاوشهاى علمى از نورانيت واقعى بينى روىگردان شويد بالاخره عمر شما در كاوشها در تاريكى سپرى خواهد گشت
٧١٨ ص
(٢٢٣)
علم را كه گران بهاترين حقايق است به خريداران مفلس نفروشيد
٧١٩ ص
(٢٢٤)
خداوندا پيش از آن كه پردهء موجوديت ما دريده شود و با اسف انگيزترين وضع با تو و با خويشتن روبه رو شويم با عنايات ربانيت پرده هاى ظلمانى جهل و هوى پرستى را از مقابل حواس ما بردار
٧٢٠ ص
(٢٢٥)
چه تاريكى جانكاه تر از اين كه انسان به حقيقتى كه نزديكتر از خود او به خود اوست آگاهى نداشته باشد خداوندا هيچ نورى توانايى روشن ساختن اين تاريكى شگفت انگيز را ندارد ، نورى از بارگاه ربوبىات در اين تاريكى فروزان بساز
٧٢٢ ص
(٢٢٦)
آيا مى توان ميان علم حصولى و علم حضورى مرز مشخص تعيين كرد ؟
٧٢٤ ص
(٢٢٧)
آن جا كه روشنترين معلومات تاريكترين آنها جلوه مى كند
٧٢٦ ص
(٢٢٨)
توجه و گرايش به خدا از ماده و شئون آن ساخته نيست
٧٢٨ ص
(٢٢٩)
تفسير ابيات
٧٣٠ ص
(٢٣٠)
ذكر دشوارى عذاب آخرت و سختى آن
٧٤٠ ص
(٢٣١)
عذاب آخرت با عذاب دنيا قابل مقايسه نيست
٧٤١ ص
(٢٣٢)
آيا عبادتها براى دورى از عذاب آخرت است ؟
٧٤٣ ص
(٢٣٣)
ذكر قوم موسى و پشيمانى ايشان
٧٤٦ ص
(٢٣٤)
گاهى عظمت حاضر باعث وحشت و دهشت مى گردد ، در اين مورد شخص غائبى را به عنوان رمز مى توان مطرح نمود
٧٤٩ ص
(٢٣٥)
عهد شكنى ما و ثبات عهد خداوندى
٧٥٠ ص
(٢٣٦)
چند شخصيتى ، درد بىدرمان قرن معاصر ما
٧٥٢ ص
(٢٣٧)
اين انحرافات نامحدود ما را فقط عنايت بىنهايت خداوندى مى تواند از بين ببرد يا به نيكويىها مبدل بسازد
٧٥٥ ص
(٢٣٨)
اين اصل را فراموش نكنيم كه گاهى شعله هاى آن آتش را كه براى بر انداختن خانمان ديگران روشن ساختهايم به زودى در دودمان خود ما زبانه خواهد كشيد
٧٥٧ ص
(٢٣٩)
ديدن پليدى درون دردناك است ، اما احساس همين درد است كه حجاب ظلمانى پليدى را از پيش چشم انسان بر كنار خواهد زد
٧٥٩ ص
(٢٤٠)
آيا هر انسانى حقايقى را در درون خود دارا بوده و تعليم و تربيتها و نصايح مانند قابله است كه موجب بروز آن حقايق مى باشد ؟
٧٦٠ ص
(٢٤١)
انا الحق منصورى و انا الحق فرعونى
٧٦٣ ص
(٢٤٢)
تفسير ابيات
٧٦٦ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى


كنند كه اولًا ملتها به وسيلهء اشخاص منفرد رهبرى مى شوند و ثانيا هدف معينى وجود دارد كه ملتها و بشريت به سوى آن حركت مى كنند . » [١] » در اين دورهء بيست ساله ، مقدار عظيمى از كشتزارها شخم نشد و خانه ها سوخت و ويران شد و مسير سياست تغيير يافت و ميليونها مردم به فقر و مذلت دچار شدند و يا به ثروت و مال رسيدند و مهاجرت كردند و ميليونها نفر مسيحى كه مبلغ قانون عشق به همنوع بودند به كشتار يكديگر دست زدند . » [٢] » اين اعمال چه معنى داشت ؟ چرا اين سانحه به وقوع پيوست ؟ و آن چه اين مردم را بسوزاندن خانه ها و كشتن هم نوعان خويش وامى داشت چه بود ؟ علل اين حوادث كدام است ؟ چه نيرويى مردم را به انجام اين اعمال وادار مى ساخت ؟ هر كس با آثار و ياد بود و روايات دورهء گذشته اين حركت بر خورد نمايد بىاختيار عرصه گاه اين سؤالهاى ساده كه كاملًا به جا و صحيح است واقع خواهد شد . » [٣] » اين تناقض عجيب تصادفى نيست ، اما نه تنها در هر قدم با اين تناقض مواجه مى شويم ، بلكه تمام متون تواريخ جهانى از يك سلسلهء متوالى نظير اين تناقضات مشحون است . اين تناقض نتيجهء آن است كه مورخين بين المللى پس از شروع به تجزيه و تحليل حوادث در نيمهء راه متوقف مى شوند .
براى آن كه از نيروهاى جزئى تركيب كننده نتيجهء معين ، يعنى نيرويى كه تأثيرش به اندازهء تمام آنها است به دست آيد ، بايد حاصل جمع نيروهاى تركيب كننده معادل آن منتجه باشد . مورخين عمومى هرگز اين شرط را رعايت نمى كنند و بدين جهت براى توضيح و بيان نيروى منتجه ناگزيراند علاوه بر نيروهاى جزء تركيب كنندهء ناكافى خود ، نيروى نامعلوم ديگرى را نيز قبول كنند تا برقرارى تعادل امكان



[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .