تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
صورت اعتراف به اين حقيقت ديگر نه تنها ضرورت ندارد تا آن حوادث جزئى را كه موجب گشته است ايشان به صورتى كه بودهاند در آيند با كلمهء ( تصادف ) توضيح بدهم بلكه به خوبى واضح و آشكار خواهد شد كه تمام اين حوادث جزئى بدون ترديد ضرورى بوده است .
اگر از تمايل شناختن و كشف هدف نهايى صرف نظر كنيم ، آشكارا خواهيم فهميد كه همان گونه كه نمى توان براى گياه معينى گل و بذر ديگرى متناسبتر از آن چه مولد آن است اختراع كرد ، به همين ترتيب نيز تصور دو مرد ديگرى كه سراسر زندگى گذشتهء ايشان با نقشى كه تقدير به عهدهء اين دو نفر ، يعنى آلكساندر و ناپلئون گذاشته بود تا اين درجه حتى در جزئيات سازگار و مناسب باشد امكان پذير نيست . » [١] » باز آن چه تصادفات ناميده مى شود با وى همراه شد . چنان كه مالت شكست ناپذير بدون شليك يك تير تسليم گشت و جسورانه ترين و غير عاقلانه ترين اقداماتش منتهى به موفقيت شد ، ناوگان دشمن كه بعدها به يك قايق هم اجازهء عبور نداد به آرتش كامل وى راه داد ، در آفريقا نسبت به ساكنان كم و بيش بىسلاح آن جا جنايات و تبه كارىهاى بىشمارى به عمل آمد ، اما مردمى كه اين تبه كارىها را مرتكب مى شدند و مخصوصاً رهبران ايشان به خود اطمينان مى دادند كه اين اعمال بسيار خوب و پسنديده است و اعمالى افتخار آميز شمرده مى شود و به اعمال سزار و اسكندر مقدونى شباهت دارد . » [٢] » وجود او براى مقامى كه در انتظار آن بود ضرورت داشت و به اين جهت تقريباً بدون دخالت وى و با وجود ترديد او ، با وجود فقدان برنامه ، اشتباهاتى كه مرتكب مى شد به توطئه اى كشانده شد كه هدف آن به دست گرفتن قدرت و حكومت بود و اين توطئه با موفقيت مواجه گرديد . » [٣]
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٢٧٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٢٥٧ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٢٧٥ . .