تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦٩ - تفسير ابيات
مى دانيد چرا خداوند پيامبر خود را شاهد و مبشر و انذار كننده معرفى مى كند ؟ براى اين كه اين مرد از زنجير گرانبار هوى و هوس كاملًا آزاد گشته بود .
بنا بر اين سر تا پاى وجود او عدل بوده است . آرى از آن جهت كه من آزاد شدهام ديگر غضب و كينه توزى چگونه مى تواند مرا بندهء خود بسازد ؟ آزادى مطلق جايگاهى است كه انسان در آن جايگاه تنها صفات عاليهء الهى را مى بيند .
به سوى آزادى روانه شويد و بكوشيد تا به آن جايگاه گام بگذاريد ، چون رحمت خدا بر غضبش مقدم است شما را آزاد خواهد ساخت .
اكنون كه از خطر جستى بيا . تا كنون سنگ ناچيزى بودى پس از اين آن گوهر تو را كيميا كرده است . ديگر از كفر و خارستانهاى بنيان كن آن نجات پيدا كردهاى ، بيا كه گلستان خرم و شاداب الهى در مقابل نور تو قرار گرفته است اكنون كه بارقهء ربوبى در دل تو درخشيدن گرفته است ، بيا كه تو و على به يك موجود برتر وابسته شدهايد و چون تو با من اتحادى در اين وابستگى دارى من چگونه مى توانم تو را بكشم ، زيرا - تو در حقيقت منى .
تو معصيت كردى ولى با طاعت انجاميد ، تو همان كسى هستى كه در يك لحظه مسافتى به اندازهء آسمان را پيمودهاى ، پس مبارك باد آن معصيت كه آن پهلوان انجام داد « البته در اين باره توضيح لازم را داديم » مگر چنين نيست كه گاهى گلى از خار شكفته مى شود ؟ مگر عمر براى آزار رسول خدا نيامده بود ؟ با اين حال به چه مقامى رسيد ؟ مگر ساحران فرعونى براى سحر و نابود ساختن موسى عليه السلام نيامده بودند ، آيا همان كار فرعون آنها را به مقام ايمان واقعى نرسانيد ؟ اگر مقدمات سحر و انكار نبود ، آيا آنان مى توانستند به آن مقام والا برسند ؟ خداى مهربان ما نوميدى را از بين برده است ، نوميدى ريشهء حيات را خشك مى كند لذا خداوند همواره ما را به اميدوارى تحريك مى نمايد .
به همين جهت است كه در ارتكاب گناهان نمى گذارد ما نااميد شويم . مى گويد :