تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٠ - تفسير ابيات
هر چه كه دل و جان بخواهد چشم به همان سو روانه خواهد شد ، خواه زشت و خواه نيكو . ديده گان ما محسوسات و ملبوسات را با اختيار جان و دل انتخاب مى كند .
دل و جان است كه چشم را گاهى سوى كليات و گاهى بطرف جزييات روانه مى سازد .
بدينسان تمام حواس پنجگانه مانند نخ دوزنده به هر جا كه او بخواهد روانه خواهد شد .
از چشمان بگذريم خواهيم ديد ساير اعضاى كالبد ما هم در تحت فرمان دل و جان مانند عصا در دست موسى عليه السلام است كه تمام فعاليتهاى آن مربوط به خواست و مشيت موسى بوده است .
اگر دل بخواهد پا را به رقص وادار مى كند ، اگر دل بخواهد اعضاى مادى رو به افزايش مى رود ، اگر دل بخواهد دست با انگشتانش حساب خواهد كرد و اگر نوشتن بخواهد دست خواهد نوشت . اين دست عضوى و ظاهرى در اختيار دست باطنى است آن دست باطنى كه به اعضاى ظاهرى مسلط است .
همان دست درونى است كه اگر بخواهد دست بيرونى را براى دشمن مانند مار خطرناك نمايد و براى دوست يار و ياور بسازد .
اگر بخواهد دست بيرونى را مانند وسيلهاى براى غذا خوردن مى سازد و اگر بخواهد در موقع پيكار همان دست را مانند گرز دهد منى مى كند . رابطهء پنهانى دل با اعضاى ظاهرى و عضوى بسيار شگفت انگيز است » زيرا - هيچ وسيلهء علمى و شناسايى نداريم كه اين رابطهء مرموز را ميان حيات و عضو بىجان روشن بسازد . چنان كه هيچ راهى براى شناختن مرز حيات با عضو بىجان در دسترس ما نيست » .
اين چه توانايى شگفت انگيز است كه دل انسانى دارد ؟ مگر او مهر سليمانى را در اختيار دارد كه مهار تمام حواس را در دست گرفته هر جا كه بخواهد آنها را مى كشاند ؟