تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - آيا اين جهان قديم است يا حادث ؟
((٢٠٣٠)) گفت پيغمبر چه مى جويى شتاب گفت باران آمد امروز از سحاب
((٢٠٣١)) جامه هايت مى بجويم در طلب تر نمى بينم ز باران اى عجب
((٢٠٣٢)) گفت چه بر سر كشيدى از ازار ؟
گفت كردم آن رداى تو خمار
((٢٠٣٣)) گفت بهر آن نمود اى پاك جيب چشم پاكت را خدا باران غيب
((٢٠٣٤)) نيست آن باران از اين ابر شما هست ابرى ديگر و ديگر سما اين چنين باران ز ابر ديگر است رحمت حق در نزولش مضمر است بشنو از قول سنايى در رموز معنيى تا واقف آيى بر كنوز
كورى ايشان درون دوستان حق برويانيد باغ و بوستان آيا اين جهان قديم است يا حادث ؟
آيا اين جهان قديم است يا حادث ؟ اين مسئله شايد از نظر حكمت الهى با اهميتترين مسئله است كه بايستى مورد توجه هر عاقل قرار بگيرد .
ما در باره اين مسئله به تفضيل زياد نمى پردازيم ، همين اندازه كه براى مطالعه كنندگان محترم تا حدودى به طور روشن مطرح شود ، مورد بررسى قرار مى دهيم (١) :
اكثريت متفكرين و دانشمندان و ملَّيون عالم به اتفاق كلمه جهان را حادث مى دانند ، يعنى مى گويند : اين جهان هستى كه مى بينيم نبوده و سپس موجود گشته است .
گروهى را هم عقيده بر آن است كه همين جهان با اشكال مختلف از ازل وجود داشته و تا ابد پايدار است .
بعضى ديگر مى گويند : مادهء اولى جهان قديم بوده و هرگز زمانى تصور نمى شود
(١) مسئلهء حدوث يا قدم عالم از نظر اقسام حدوث « ذاتى ، زمانى ، دهرى و همچنين از نظر حقيقت آنها » ، در معرض آراء و عقايد گوناگونى قرار گرفته است كه ما به تفصيل آنها در اين مورد كارى نداريم . .