تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - آيا كفر نسبت به خالق حكمت است ؟
ادعاى كدام يك از شما را بپذيريم ؟ در بارهء اين كه عقل جزيى نمى تواند زندگانى را رهنمايى كند ، عبارات فراوانى از بزرگترين متفكران در دسترس داريم كه احتياجى به نقل آنها نمى بينيم ، مثلًا تولستوى صراحتاً مى گويد : هر كس كه گمان كند كه مى توان به وسيلهء عقل تمام زندگانى را تفسير و دستورات زندگانى ايده آل را تشخيص داد ، او از زندگانى اطلاعى ندارد ، مگر امانوئل كانت آلمانى بهترين دوران زندگانى و عالىترين انرژى مغز خود را در تفكيك عقل نظرى از عقل عملى مستهلك نساخته است ؟
((١٩٩٧)) كفر هم نسبت به خالق حكمت است چون به ما نسبت كنى كفر آفت است
آيا كفر نسبت به خالق حكمت است ؟
اين مسئله بارها در كتاب مثنوى مطرح شده است و نظر جلال الدين مانند گروهى از عرفا اين است كه كفر اگر چه بالنسبه به خود انسان و اجتماع عيب و تباهى است ، ولى در حكمت خداوندى عيبى نيست ، بلكه كفر با نظر به عظمت خداوندى حكمت است . آيا اين نظريه صحيح است ؟ البته بايستى مقدمةً اين مطلب را بگوييم كه جلال الدين بارها در اين مثنوى به ما تعليم داده است كه جان انسانى كه شعاعى از عظمت خداوندى است ، از معارف الهى به اندازهء كافى در اين دنيا بهره مند است . اين شخصيت بزرگ در هر مورد كه در بارهء سستى عقل نظرى جزئى گفتگو كرده ، يا در آن موارد كه در بارهء تخطئهء حواس ظاهرى مطالبى بيان كرده است ، در مقابل يك دريافت عالى را براى جان آدمى تثبيت نموده صراحتاً گفته است كه : جان آدمى به آن چه كه در اين دنيا حكم مى كند حكم الهى است و به قول بليز پاسكال : « دل براى خود دلائلى دارد كه عقل فاقد آن است . »