تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - ٣ - انديشه منطق در ذهن انسانى وجود دارد و مطابق آن عمل مى نمايد
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى
چگونه مى تواند نيروى عقل نظرى را كه پاى بند به استدلال است لغو و بىهوده آفريده باشد ؟ آيا خداوند با اين كه مى دانست عقل نظرى انسانى را به جايى نخواهد رسانيد ، باز ساختمان مغز را طورى قرار داد كه يكى از عالىترين محصول آن ساختمان انديشه منطقى بوده باشد ؟ از اين هم بگذريم ، آيا تمام جهان هستى با تمام نمودها و شئونش غير از جلوه گاه مشيت خداوندى چيز ديگرى است ؟ شما كه به اين مطلب اصرار مى ورزيد ما هم در همين مطلب همراه شما هستيم ؟ آيا مى توان گفت : جلوه گاه مشيت خداوندى نمود يا نيرويى دارد كه فقط كارش خلاف واقع نمودن و مردم را به اشتباه و خطا دچار كردن است ؟ از اين هم بالاتر آيا اين مطلب مى تواند به مكتب وحدت موجودى قابل هضم بوده باشد كه اين جهان كه جلوهء تفصيلى خداوند است ، داراى اجزايى است كه نه تنها بىهوده است ، بلكه مضر بوده و انسانها را تيره بخت مى نمايد به همين جهت است كه من به هيچ وجه نمى توانم از مثل جلال الدين رومى ، شخصيتى كه از نظر علم و معرفت از اشخاص كم نظير تاريخ بشرى است ، انتظار اين مسئلهء خلاف واقع را داشته باشم كه استدلال و انديشه هاى منطقى را پوچ بداند .
آن چه كه با نظر به تمام گفته هاى فوق و ساير ملاحظات علمى و فلسفى جلال الدين مى توان گفت اين است كه : اين شخصيت نمى خواهد استدلال را چنان در هم بكوبد كه آن را به كلى لغو و مضر معرفى نمايد ، چگونه چنين شخصيت مى تواند اين مطلب را ابراز نمايد در صورتى كه سر تا پاى مثنوى استدلال و انديشه هاى منطقى است به اضافهء تهييج حالات روحانى انسان كه فوق العاده با ارزش مى باشد . آن چه كه مى تواند مقصود جلال الدين باشد اين است كه عقل نظرى كه كار او فقط استدلال است ، از اين جهت كه در سطح طبيعى روح انجام وظيفه مى كند ، لذا از طوفانهاى اشتباه و خطا در امان نيست