شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٠٨ - جواب گفتن مصطفى
خفتن آنان را در غار نتيجه نوشيدن آن شراب كه از خم بلى است تفسير كرده است. زنان مصر:
|
از زنان مصر يوسف شد سَمَر |
كه ز مشغولى بشد ز يشان خبر |
|
|
پاره پاره كرده ساعدهاى خويش |
روح واله كه نه پس بيند نه پيش |
|
١٦٠٥- ١٦٠٤/ ٣ ساحران و سكر موسى داشتن: اشارت است بدان چه در پاسخ فرعون گفتند. فرعون گفت دست و پاى شما را مىبرم و بر دارتان مىآويزم. گفتند زيانى نيست ما سوى خداى خود مىرويم. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٢٠/ ٣) گرو كردن پا و دست: در جنگ مؤته دو دست جعفر را افكندند و رسول ٦ خبر داد كه خدا بدو دو بال مرحمت كرد تا در بهشت بپرد.
گاه پيمبر يا ولى خدا براى مصلحتى خود را از آن چه بدو مىگويند يا در حضور او انجام مىدهند، ناآگاه نشان مىدهد (تجاهلُ العارف). چنان كه منافقان در باره رسول ٦ مىگفتند او گوش است (هر چه گوييم مىپذيرد). و اين آيه براى سرزنش آنان نازل شد: وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ. (توبه، ٦١)
|
آخر از روزن ببيند فكر تو |
دل گواهيى دهد زين ذكر تو |
|
|
گير در رويت نماند از كرم |
هر چه گويى خندد و گويد نَعَم |
|
١٥٨١- ١٥٨٠/ ٢ بايد دانست كه او آگاه است و آن تجاهل را سببى و مصلحتى است.
|
فاش و مطلق گفتنم دستور نيست |
ليك راز از پيش چشمم دور نيست |
|
١١٨٤/ ٣ در چنين حال بايد ادب نگاه داشت و خاموش بود. نه مانند آن اعتراض كننده پر گويى كرد.