شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٦ - باز گردانيدن سليمان
نتواند شد و استر حامله نگردد. (آنندراج، از بهار عجم)
|
با قفل زر است فرج استر |
با مهره و لعل گردن خر |
|
(تحفة العراقين خاقانى، به نقل از لغت نامه) (تحقيرى است از سليمان (ع) هديه را كه فرستادههاى بلقيس آورده بودند.) نظر انداز: نظر افكندن، كنايت از تابيدن. (چنان كه زر در كان از تابش خورشيد پديد آيد چهره زرد عاشق نظر عنايت حق را به سوى خود معطوف مىدارد.
كو: كجا. (تابش آفتاب كجا، نظر عارف و اصل كجا.) گرفت: (مصدر مرخم) گرفتن، اسير كردن خشم.
از جان اسپر كردن: جان را سپر بلا ساختن. بر جان ترسيدن.
فتنه: فريفته، مفتون. (مرغ با فريب دانه اى كه بر دام نهادهاند خود را گرفتار مىسازد.) نظر دزديدن: دزدانه نگريستن.
مقر: در لغت «قرارگاه»، و در بيت به معنى «قرار و آرام» است.
چنان كه در قرآن كريم آمده است ملكه سبا چون نامه سليمان (ع) را خواند با مردم خود مشورت كرد كه چه كنم گفتند ما نيرومنديم و فرمان تو راست. گفت نخست سليمان را هديه مىفرستم چون هديه آنان به سليمان رسيد با آورندگان عتاب كرد. مولانا با طرح اين داستان بدين نتيجه مىرسد كه مال ديده دنيا پرستان را مىربايد و سرانجام وبالشان مىگردد چنان كه قرآن فرمايد: إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً. (آل عمران، ١٧٨)