شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٥ - باز گردانيدن سليمان
باز گردانيدن سليمان ٧ رسولان بلقيس را به آن هديهها كه آورده بودند سوى بلقيس و دعوت كردن بلقيس را به ايمان و ترك آفتاب پرستى
|
باز گرديد اى رسولان خَجِل |
زر شما را دل به من آريد دل |
|
|
اين زر من بر سر آن زر نهيد |
كورى تن فَرجِ استر را دهيد |
|
|
فرج استر لايق حلقه زر است |
زرِّ عاشق روىِ زرد اصفر است |
|
|
كه نظرگاه خداوند است آن |
كز نظر اندازِ خورشيد است كان |
|
|
كو نظرگاه شعاع آفتاب |
كو نظرگاه خداوند لُباب |
|
|
از گرفت من ز جان اسپر كنيد |
گر چه اكنون هم گرفتار منيد |
|
|
مرغ فتنه دانه بر بام است او |
پَر گشاده بسته دام است او |
|
|
چون به دانه داد او دل را به جان |
ناگرفته مر و را بگرفته دان |
|
|
آن نظرها كه به دانه مىكند |
آن گره دان كو به پا بر مىزند |
|
|
دانه گويد گر تو مىدزدى نظر |
من هى دزدم ز تو صبر و مقر |
|
|
چون كشيدت آن نظر اندر پيم |
پس بدانى كز تو من غافل نيم |
|
ب ٦٢٣- ٦١٣ باز گردانيدن سليمان رسولان بلقيس را: در قرآن كريم است كه سليمان (ع) گفت: أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ. ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها: مرا به خواسته مدد مىكنيد، آن چه خدا مرا داده بهتر است از آن چه شما را داده. شما به هديه خود شادى مىكنيد، باز گرد به سوى آنان پس مىآوريم بديشان لشكرهايى كه آنان طاقت آن را ندارند. (نمل، ٣٦- ٣٧) دل: كنايت از ايمان و اعتقاد.
كورى تن: تحقيرى است نظير كورى چشم.
فرج استر و حلقه زر: قفل فرج استر، حلقه زر يا نقره كه بر فرج استر بند كنند تا نر با او جفت