شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٤ - بقيه قصه بناى مسجد اقصى
مكناس: جارو.
كناس: در لغت لانه آهوست در درخت ولى در اين بيت به معنى مصدرى است. و يا به معنى فاعلى است: رُفتن.
روبيده شدن: از غم و اندوه پاك گشتن.
سيّار: گردان.
مطرب شدن حلقه و در: در حديث بلال است كه: «قُلتُ هَل يَتَكَلَّمُ البابُ، قال نعم يُنطِقه ذو الجلال و الاكرام.» (بحار الانوار، از امالى صدوق، ج ٨، ص ١١٦) اين بيتها توصيفى عارفانه از بهشت و نعمتهاى آن است، و مقايسه آن با خانه و نعمت دنياوى. نعمت بهشت زنده و جاودانه است و بهشتى را در آن رنجى و غمى نيست كه هر چه خواهد به فرمان اوست (هر چيز كه خواهند در فرمان آنان است). (بحار الانوار، ج ٨، ص ١١٣) و سرانجام گويد بهشت و زندگى جاودانه از كردار و نيتهاى پاك به دست مىآيد و دل عارف بِاللّه زنده از ياد خداست اما به وصف در نمىآيد.
|
گنجى است در اين خانه كه در كون نگنجد |
اين خانه و اين خواجه همه فعل و بهانه است |
|
|
بر خانه منه دست كه اين خانه طلسم است |
با خواجه مگوييد كه او مست شبانه است |
|
|
خاك و خس اين خانه همه عنبر و مشك است |
بانگ در اين خانه همه بيت و ترانه است |
|
(ديوان كبير، ابيات ٣٥٩١- ٣٥٩٣)
|
چون سليمان در شدى هر بامداد |
مسجد اندر بهرِ ارشاد عباد |
|
|
پند دادى گه به گفت و لحن و ساز |
گه به فعل اعنى رُكوعى يا نماز |
|
|
پند فعلى خلق را جذّاب تر |
كه رسد در جانِ هر با گوش و كر |
|
|
اندر آن وهم اميرى كم بود |
در حَشَم تأثيرِ آن مُحكم بود |
|
ب ٤٨٥- ٤٨٢ در اين بيتها نكته اى است و آن اينكه امر به معروف هنگامى مؤثر است كه امر كننده