شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٣٧ - مطالبه كردن موسى
|
موسيا تخمى بكار اندر زمين |
تا تو خود هم وادهى انصاف اين |
|
|
چون كه موسى كشت و شد كشتش تمام |
خوشههااش يافت خوبىّ و نظام |
|
|
داس بگرفت و مر آن را مىبُريد |
پس ندا از غيب در گوشش رسيد |
|
|
كه چرا كشتى كُنىّ و پَرورى |
چون كمالى يافت آن را مىبُرى؟ |
|
|
گفت يا رب ز آن كنم ويران و پست |
كه در اينجا دانه هست و كاه هست |
|
|
دانه لايق نيست در انبار كاه |
كاه در انبار گندم هم تباه |
|
|
نيست حكمت اين دو را آميختن |
فرق واجب مىكند در بيختن |
|
|
گفت اين دانش تو از كى يافتى؟ |
كه به دانش بَيدَرى بر ساختى |
|
|
گفت تمييزم تو دادى اى خدا |
گفت پس تمييز چون نبود مرا؟ |
|
|
در خلايق روحهاى پاك هست |
روحهاى تيره گلناك هست |
|
|
اين صدفها نيست در يك مرتبه |
در يكى درّ است و در ديگر شَبَه |
|
|
واجب است اظهار اين نيك و تباه |
همچنانك اظهار گندمها ز كاه |
|
|
بهر اظهار است اين خلق جهان |
تا نماند گنج حكمتها نهان |
|
|
كُنتُ كَنزاً گفت مَخفيّاً شنو |
جوهر خود گُم مكن اظهار شو |
|
ب ٣٠٢٨- ٣٠١٤ ذو لباب: خداوند خرد، خردمند.
|
بىحجابت بايد آن اى ذو لباب |
مرگ را بگزين و بر درّان حجاب |
|
٧٣٨/ ٦ فرق واجب مىكند ...: هنگام بيختن تفاوت اين دو آشكار شود. گندم از سوراخ غربال بيرون مىريزد و كاه در غربال مىماند.
بَيدَر: خرمن.
كُنتُ كَنزاً:
|
گنج مخفى بُد ز پُرّى چاك كرد |
خاك را تابان تر از افلاك كرد |
|
٢٨٦٢/ ١ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٨٦٢/ ١) اظهار: پديد، آشكار.