شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧٢ - گفتن موسى
چهار فضيلت: در قصص الانبياء جويرى در روايتى سه خصلت نوشته شده: جوانى، پادشاهىِ همه عالم، و عمر دراز. و در روايتى ديگر چهار خصلت: چهار صد سال ديگر زندگانى، تندرستى، ناز و نعمت و بهشت در آخرت. و در قصص قرآن سور آبادى:
جوانى، پادشاهى تا مرگ، گوارايى طعام و گذشتن از جرم. (قصص قرآن، دكتر مهدوى، ص ٢٥٢) عُلا: بلندى، آسمان.
چار ميخ: كنايت از اساس و بنيان. و براى معنى لغوى آن نگاه كنيد به: ذيل بيت ٥٩/ ٣.
مغتنَم: غنيمت شمرده كه بايد آن را از دست نداد.
بهشت و چارجو:
|
جوى شير و جوى شهد جاودان |
جوى خمر و دجله آب روان |
|
١٦٢٩/ ٥ رَميم: پوسيده.
زَمهرير: سرماى سخت. عكس زمهرير اشارت است بدان كه نعمتها و عذابهاى دنيا عكسى است از آن چه در آخرت است. در اين بيتها كه به ظاهر گفت و گو ميان موسى (ع) و فرعون است، مولانا از بهشت و دوزخ يا نعمتها و عذابهاى الهى تعبيرى عارفانه دارد. بهشت و دوزخ رحمت و غضب حضرت حق است جل و علا، و يا به تعبير ديگر انعكاسى از صفات جماليه و جلاليه اوست. آن كه به خدا بگرود، و او را رب العالمين داند و يقين كند او همه چيز را به قدرت خود آفريده و هيچ قدرتى جز او نيست، و به وعدههاى او اميدوار شود و از غضب او بهراسد، درونش روشن گردد و رفتارش نيكو شود. و انعكاس آن نعمتهاى بهشتى و جوىهاى شير، عسل، خمر، آب، انديشه روشن، شيرينى گفتار و كردار، مستى عشق به خدا و صفا و پاكيزگى روح در وى پديد آورد. و آن كه از خدا رو گرداند، غضب او را به خود متوجه سازد و انعكاس عذابهاى دوزخى در وى، درون تيره است و دشمنى با مردمان ضعيف و زيان رساندن به آنان. در اين جهان، در آتش سوزان و خلق از وى در فغان، و در آن جهان در آتش دوزخ بريان.